در واقع اولین بار تهمورث بحث فرش را مطرح کرد و این دوره زمانی است که اولین تکنیک های ریسندگی و بافندگی به وجود آمد.
پس از پشت میش و بره پشم و مو برید و برشتن نهادن روی
به کوشش از آن کرد، کوشش به جای بگستردنی ها ببودند رهنمای
این موضوع ادامه پیدا می کند تادوره جمشید، در واقع اوج شکوه و جلال فرشبافی و ریسندگی در زمان جمشید بوده.
بیاموختشان رشتن و بافتن به تار اندرون پود را بافتن
فرش تحت چه صفاتی در شاهنامه به کار رفته است:
فردوسی سه نوع جامه را توصیف می کند: پوشیدنی ها، آویختنی ها، گستردنی ها.
ترکیب حرفی "ف ر ش"، 24 بار در شاهنامه به کار رفته که 6 بار به معنای موهبت الهی است و در بقیه موارد همگی دال بر شکوه و جلال و عظمت فرش است.
فَرَشَ= موهبت الهی
1- 1- صفت استعاره ای: شب سیاه را به فرش سیاه تشبیه می کند و برآمدن خورشید را به فرش زرین.
2- روانداز تخت سلطنتی: مجلل بودن فرش
3- 3- کالای قابل داد و ستد: تجارت فرش با دیگر کشورهای همجوار
4- 4- پیش کش و هدیه: ارزشمندی و گرانمایه بودن فرش را نشان می دهد. (در مانی که سیدخت به پیش محراب می رود تا به او بقبولاند که از جنگ با ایران صرف نظر کند، برای او چند تخته فرش نفیس می برد.)
5- 5- استفاده از فرش در مراسم استقبال سلطنتی و تشریفات: عنصر تزئینی. (استقبال انوشیروان از بهرام چوبین که از جنگ با فتوحات زیاد بازگشته بود.)
6- 6- ترکیب اضفی فرش دیبا/ فرش ابریشمی (زمانی که بهرام گور به شکار می رود و در راه بازگشت مسیر را گم می کند و به خانه یک چاه کن می رود، چاه کن به بهرام می گوید که من چیزی ندارم و بهرام درجواب می گه ولی من همه چیز دارم، گنج، دینا و فرش دیبا.)
7- 7- به عنوان تجمل و ارزشمندی (یکی از 7 گنج ارزشمند خسروپرویز 30تخته فرش بوده کخ در هر روز، یکی از آنها پهن می شده/ اشاره به زمانی که اسفندیار فوت می کند و روی تابوتش فرش می اندازند)، همچنین غنیمت جنگی نیز بوده است (یکی سوی فرش و دیگری سوی جنگ)
بهارستان در شاهنامه:
در شاهنامه فردوسی از بهارستان با نام شادور و شادوروان یادشده که از این کلمات چهار بار در شاهنامه استفاده شده و هر چهاربار مربوط به فرش بهارستان بوده است.
می گویند روی بهارستان تصویر 48 پادشاه ترسیم شده که همین شک را بر می انگیزد که بهارستان یک پرده نقالی عظیم بوده است. همچنین اول نام آن نگارستان بوده و بعد به بهارستان تبدیل شده است.
دربافت شادروان از زر و سیم استفاده می شده و گوهر فراوان در آن به کار رفته بوده که عده ای همین را سند قرار داده و می گویند چیزی که در ان گوهر به کار رفته فرش نیست و قابل استفاده نبوده است. اما ژوله در این باره می گوید: بسیاری از فرش های امروزی نیز وجود دارند که در آنها گوهر به کار رفته است ، مثل فرش های سوف باف که با نخهای زر و سیم بافته می شوند.
در شاهنامه به یکی دیگر از ثروت های خسرو پرویز اشاره شده به نام تاقدیس یا تاکدیس که سال شمار یا ساعت نمای جهانی بوده و ساعت ها و روزها را پیش بینی می کرده است.
واژه گلیم در شاهنامه:
گلیم در شاهنامه به دو مفهوم به کار رفته است:
1- به صورت استعاره مانند گلیم از آب بیرون کشیدن یا زیر گلیم طبل کوبیدن.
2- به عنوان یک لباس پشمی ساده که مردم عامه و معمولی به تن می کردند. (درداستان کرم هفت واد، زمانی که اردشیر بابکان وارد قلعه می شود برای اینکه مردم را گمراه کند، گلیم به تن می کند/ زمانی که رستم می خواسته به درون حکومت توران نفوذ کند تا با افرادی ارتباط برقرار کند، لباس گلیمی می پوشیده تا مانند مرم عادی شود.
منبع:
مhttp://www.iranfarsh.blogfa.com/post-68.aspx