مصاحبه : آرزو پایدارفرد با استاد ابراهیم میرزایی - کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف

| |||||||

| |||||||
.jpg)
نمایه کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران که قرار بود سی ام اردیبهشت 1391 و همزمان با مراسم آیین نکوداشت فرش ایران ، معرفی و توزیع گردد ،یک روز پس از مراسم مذکور منتشر و به برخی از علاقه مندان اهدا شد.این نمایه که معرفی ویژه ای از کتاب نهایی است ، به صورت رنگی در 40 صفحه و در قطع 24*33/5 سانتیمترونفیس چاپ شده است.
در این نمایه هیات علمی و مشاوران،وهمچنین همکاران علمی نویسنده معرفی شده اند و تعداد 10 فرش از گنجینه موزه فرش ایران به صورت نمونه چاپ و معرفی گردیده است تا علاقه مندان از شیوه بررسی و معرفی فرشها در کتاب نهایی مطلع گردند.
این نمایه به دو زبان فارسی و انگلیسی است و چشمگیرترین ویژگی آن ، دقت بسیار در چاپ تصاویر فرشهاست که برابری دقیقی از نظر رنگ با اصل فرش ها دارند.این نمایه از طراحی بسیار ساده اما زیبایی برخوردار است .
هنوز از شیوه اهدا یا فروش این محصول از سوی نویسنده یا ناشر اطلاعی به دست نرسیده است.نویسنده اصلی و مدیر این پروژه تورج ژوله است.
نمایه کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران اثر استاد تورج ژوله
![]() |
نمایه کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران اثر استاد تورج ژوله
| |
معرفی هیات علمی و مشاوران،وهمچنین همکاران علمی نویسنده
| |
| استاد محترم جناب آقای تورج ژوله کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران یادگاری است افتخار آفرین که در دل ها و تاریخ قالی ایران به ثبت خواهد رسیدکه این نشان از توان و شايستگی همکاران پر تلاش مجموعه ميباشد منبع : http://www.persiancarpetassociation.com |

| http://www.facebook.com/ShrktFnyMhndsyPwyndganQaly |
------------------------------------------------- |
اول سفید : پشم را در ظرف بزرگی با سه سطل آب بیست و پنج درجه گرما با ده گرم روغن آب کوهی باید خوابانید تا تمام جرم و چربی پشم گرفته شود . اگر روغن آب کوهی در اختیار نداشتید می توانید پانصد و پنجاه گرم سودا مصرف کنید .
دوم سرخی ( لاکی ) : پشم وقتی این رنگ را به خود می گیرد که از قرمزدانه ، که به آن لاکی هم می گویند استفاده می شود. قرمزدانه به کرم هم شهرت دارد.
کرم لاشه ی حشره یی است که اکثراً روی شاخه های درخت انجیر و درختانی از این گونه زندگی می کند. این کرم پس از مکیدن شیره ی گیاه از خود صمغی ترشح می کند که بعد از صاف کردن آن ، قرمزدانه حاصل می شود.
پشم را به ترتیب با یک کیلو آهک آب دیده در مقدار زیادی آب که در آن غلط بخورد یک روز و یک شب خوابانده ، بعد از آن در چشمه یا آب جاری و زلال آن قدر بشوئید که دیگر اثر و آثاری از آهک در آن نباشد ، بعد پشم را با یک و نیم کیلو زاج در آب بجوشانید ، دوباره در چشمه و آب روان خوب بشویید. بعد از آن با یک کیلوگرم کرم ِ شراب کش کوبیده و غربال شده یعنی کاملا ً پخته شده پشم را خوب جوشانیده تا رنگ به خود بگیرد. بعداً دو کیلو لیمو عمانی کوبیده را در آب گرم قبلی مخلوط کرده و پشم را دوباره بجوشانید تا آب گرم به رنگ صورتی در بیاید.
بعد پشم را از پاتیل بیرون آورده ، دوباره خوب بشویید و در سایه برای خشک شدن پهن کنید.
یادتان باشد کم رنگ یا پر رنگ بودن لاکی بستگی دارد به مقدار مصرف کرم و مقدار لیمو عمانی و عمل خشک کردن پشم در آفتاب یا سایه.
سوم لاکی دانه اناری یا شرابی : توسط بزغنج که پوست پسته ی کوهی است و رنگ قرمزدانه را ثابت می کند تهیه می شود. لاکی دانه اناری ( تورکه اناری ) وقتی تهیه می شود که به ترتیب تهیه ی سرخ ( لاکی ) عمل نمود. دست آخر باید پشم را در آب چشمه یی که قبلا ً پشم آهکی در آن شسته شده ، شستشو کرد. به عبارت دیگر با تجربه ی زیاد، دست آخر باید پشم را در آب زیاد و سرد، که دارای مقدار کمی آهک خوب حل شد، باشد قرار گیرد و بعداً در سایه خشکانید.
منبع : کتاب مجنونی ها.

از هردوت آگاهی یافتهایم که پارسیان، یعنی ایرانیان مغرب تاق آسمان را همچون برترین خدا میپرستند. (البته درست این بود که فعل گذشته باشد چرا که الان وضع کمی فرق کرده البته...)
دینهای ایران باستان، ساموئل هنریک نیبرگ
روی درست بودن تاق زیاد مطمئن نیستم اما چون عینا از متن تکرار شده تقصیرش به گردن مترجم!
البته توی این متن تاکیدم روی درست یا غلط نوشتن تاق نیست بلکه روی پرستش تاق است.
منبع:پشمینه باف

نقش ماهی درهم - حدودا 1874 میلادی
یک ماهی درهم متفاوت فراهانی. ماهی درهم از جمله نقشههای مهمی است که در فراهان در استان مرکزی بافته میشود و بازار اصلی تولیدات این منطقه قبلا انگلیس بوده است. (الان را واقعا نمیدانم که اصلا تولید میشود یا نه؟! که به انگلستان برسد یا نه!) اگر فیلم Atonment را دیده باشید نمونههای فراوانی از ماهی درهمهای فراهان را خواهید دید که سرتاسر کف امارت بزرگ قدیمی را پوشانده است. این بافته دو ویژگی یکتا دارند اول مثلثهایی که از کناره بافته رو به زمینه دارند و دوم ترنج لوزی شکلی است که در وسط زمینه بافته شده است. کمتر نمونههای مشابه این حالت را در بافتههای ماهی درهم فراهان میشود دید و اگر کمی دقت کنید این فرمت و طرح و الگو خاص بافتههای قشقایی است تا بافتههای فراهان. راه برای خیال پردازی باز است هر چند نمیدانیم که دلیل اصلی این اتفاق چیست؟ شاید یک عروس قشقایی در خانوادهای فراهانی این فرش را بافته باشد.
اما جزئیاتی که در وسط ترنج نقش شدهاند هم متفاوت هستند. نقش و نگارههای ترنج متقارن نیستند و اگر کمی دقت کنید نوشتههایی را بر قسمت بالای ترنج میبینید که یک عدد هم در آن بین تشخیص داده میشود: ؟؟130. تقریبا میتوان گفت نوشتهها، تاریخها و کلماتی که در فرشها بافته میشوند هیچ وقت در داخل ترنج جایی ندارند (یا جایی بر بالای زمینه بافته میشوند و یا اگر اسم و نشان تولید کننده باشد عمدتا در حاشیه) و این ویژگی یکتا و خاص این بافته فراهانی است. شکل کتابت کلمات نیز با آن شکل عام ساده روستایی تفاوتی آشکاری دارد. هر چند بافتههای فراهانی مشخصا بافتههای شهری نیستند اما به ندرت آنها در میان بافتههای روستایی این منطقه جای میدهند. در بافتههای شهری شکل نوشتن کلمات که عموما نام و نشان تولیدکننده است با خط نستعلیق و همانگونه که پیش از این گفته شد در حاشیه نوشته میشود اما خطی که در بافته استفاده شده است نستعلیق نیست.

این ساختمان که در تصویر میبینید موزه جدید فرش باکو در کشور آذربایجان است.
فقط محض اطلاع که اگر یک روز ملاقات رو در رو داشتید غریبی نکنید.
عکس را از سایت جوزان گرفتم. ساختمان تازه ساز است و تا مارس 2013 تمام نخواهد شد.

مفرش یا رختخواب پیچ
خیلی ساده است کاربرد این وسیله یا این بافته این بوده است که رختخوابها را در آن میگذاشتهاند. جعبهای است که بافته شده است؛ دری دارد که بسته میشود و رختخوابها را درون خود جای میدهد. با این وسیله هم رختخوابها تمیز نگهداری میشدند و هم هنگام کوچ جابهجا نمیشدند و حمل و نقلشان آسان بود. همان کارکرد چادرشبها را دارد وقتی برای بستن رختخوابها به کار میروند و گره میخورند. منتهی این را عموما تختباف و بیگره میبافند و از چادرشب بهتر است. نوع گره دار هم دارد که من تماما گرهباف آن را ندیدهام بلکه درنوع گرهباف هم بخش از کار تختباف است.

ملایر - اواخر قرن 19 - 136×180 سانتیمتر

سایت جوزان این بافته کج و کوله کاشانی را متعلق به اوایل قرن بیستم معرفی کرده؛ دقیقا 1910. آن چیزی که در این بافته برای من جالب و جذاب بود نوع رنگبندی بافته است. با آن تصویر استانداردی که من از بافتههای کاشان دارم تفاوت دارد؛ به خصوص رنگی که در زمینه حاشیه به کار رفته.

سایت جوزان در توضیح این تصویر نوشته: قالیچه نماز- راور کرمان- اواخر قرن نوزدهم.
در نگاه اول شکل و ظاهر بافته هم اعلام میکند که ما با یک قالیچه نماز رو به رو هستیم. نقش محراب، درخت و سایر مشخصاتی که ما توقع داریم که در یک قالیچه نماز آنها را ببینیم. اما اندازه این بافته نکتهای است که باید بیشتر به آن دقت کرد. اندازه 2/01 در 1/27 سانتیمتر برای یک قالیچه نماز زیادی بزرگ نیست؟ قالیچه نماز یک بافته جمع و جور است و تکلیفش هم کاملا مشخص و روشن است برای نماز خواندن بافته و استفاده میشود و طبعا بعد از هر بار نماز جمعش میکنند و تا نماز بعدی باز نمیشود. فرض کنیم بافته به این بزرگی را هر نوبت نماز باز و بسته کنند احتمالا بعد از یک هفته نمازگزار مبتلا به دیسک کمر خواهد شد.
این بافته قالیچه نماز نیست؛ پرده است.

اصفهان - نقش محرابی - اوایل قرن بیستم

Reclining woman, Caucasia,
photograph ca. 1910-1911. Royal
Geographical Society, London.
عکس: از این کتاب
Caucasian carpets and covers the weaving culture – Richard E. Wright, John T. Wertime – Hali Publications

پارچههای کتانی پیچبافی در سوییس کشف شده که متعلق به 2000 سال پیش از میلاد است. بنابراین میتوان گفت که در آن روزگاران از این گونه بافت استفاده میکردهاند. بقایایی از منسوجات پیچباف کهن دیگری به دست آمده که در پرو، مصر و ایران بافته شده است. در اوایل قرن بیستم قالیشناسان به اشتباه گمان میکردند که این گونه بافت، منحصرا در شماخی انجام میشده است و این نظریه را نیز انتشار دادند. بدین ترتیب این بافت چنین نامگذاری شد. در حقیقت شیوه پیچبافی نه تنها به طور گسترده در قفقاز و شمالغربی ایران به کار میرود بلکه میان بافندههای بختیاری، لری، بلوچ، قبایل آیماق و کردهای عراقی و بافندههای دیگر کشورها نیز متداول است. نام دیگری که به اشتباه به این گونه بافت اطلاق کردهاند، سماق است که در ایران نام نوعی چاشنی گیاهی برای غذا و همچنین نام منطقهای در لرستان است اما بافندهها هرگز این کلمه را در مورد پیچبافی به کار نبردهاند.
این کتاب صفحه 55
از آن جا که سرپلاسهای گلیم جزیی از نقشه و طرح نیست، نوع بافت و رنگ آن با بافت و رنگ زمینه و حاشیه تفاوت دارد. به طور کلی سرپلاسها را با بافت پود رو و با رنگی ساده یا یکدست میبافند. در آناتولی سرپلاسهای باریک را با نقشهای کوچکی به شیوه پود معلق تزئین میکنند که میتواند تقلیدی از نگارههای پراکنده بر سطح زمینه باشد.
این نوع آرایش سرپلاسها از ویژگیهای گلیمهای یموت ترکمنی نیز هست، اما سرپلاسهای بسیاری از گلیمهای ایرانی بلندتر است به طولی که فاصله نقشه تا ریشهها تا سی سانتیمتر میرسد. در جنوب ایران سرپلاسها را غالبا با نوارهای باریک پودهای اضافی تزئین میکنند. از ویژگیهای دیگر گلیمهای ایران و شمال افغانستان، بافتن سرپلاسها به صورت نوار رنگی به تقلید از نقشهای زمینه، اما کوچکتر با بافت چاکدار است.
همین کتاب ص59
تغییر رنگ را در نقشهای قالی که مربوط به طرح آن نیست، ابرش گویند. اگر دستههای کوچک نخ را سوا از هم رنگ کنند و در بافندگی به کار برند در اصطلا فرشبافان آن الیاف ابرش شده است. عوامل متعددی در رنگرزی از جمله مدت زمان و درجه حرارت رنگرزی منجر به ابرش شدن الیاف می شود. همچنین اگر هنگام فرو بردن نخ در رنگ، کلاف را محکم به هم پیچیده باشند رنگ به الیاف مرکز آن نفوذ نمیکند. ابرش نشانه کاستیهای مهارت نیست بلکه به گلیم/بافته شخصیت و اصالت میبخشد و نشانگر منشا روستایی و عشایر دستبافته است. کوششهای عمدی در ایجاد ابرش همیشه موفقیت آمیز نیست و گاهی منجر به پیدایش خطوط راهراهی میشود که غالبا در گلیمهای امروزی/دستبافتههای امروزی دیده میشود و در اثر سهلانگاری در مرحله رنگرزی پدیده آمده است.
صفحه 38 کتاب گلیم
گلیم – آلستر هال، جوزه لوچیک ویووسکا- ترجمه نیلوفر الفت شایان و شیرین همایون فر- چاپ اول 1377 – نشر کارنگ – تهران
![]()
وجود یک فرش گبه مانند در یک مینیاتور ایرانی مربوط به سال 835 ه نیز ممکن است بی ارتباط با موضوع سخن ما نباشد.در قسمت میانی این مینیاتور مکتبی به تصویر در آمده که در آن معلمی بر روی فرش شطرنجی_ شبیه برخی از گبه های امروزی_ نشسته است.
این فرش مسندی است که خود بر روی فرش بزرگتری گستره است. لازم به یادآوری است که مسند فرشی شاهانه است که معمولا جهت شاهان و یا مهمانان عالیقدر می گسترده اند. از انجا که صوفیه و شیوخ نیز مقامی والا داشته اند، چنین رسمی در مورد آنان نیز اعمال می شده است.
علاوه بر عثمانی در کشمیر هم واژه گبه، واژه شناخته شده است و به نوعی فرش که هیچ ارتباطی باغ گبه ایران ندارد به نوعی تک دوزی سوزندوزی شده، اطلاق می شود.فرهنگ نویسان معاصر اکثرا کلمه گبه را به نوشته درآورده اند، اما به ماخذ خود و اینکه این واژه را از کجا برداشته اند، اشاره نکرده اند. دهخدا گبه را فرشی با پودهای بلند ذکر کرده که تعریفی بجاست. برخی از فرهنگ نویسان گبه را فرشی کلفت شمرده اند و آن را با خرسک یکی دانسته اند. برخی نیز کلمه خرسک را به عنوان شاخه ای از گبه های بختیاری رواج داده اند. امری که می بایست بر آن خط بطلان کشید. زیرا خرسک گبه نیست. ایرانیان به فرش کلفت و بد نقشه و ارازن خرسک می گویند. این گونه فرش ها در همه جا تولید می شود و هیچگونه ساختاری ندارد. در میان فرهنگ نویسان تنها معین است که خرسک را باز شناخته و آنرا ((فرش بد نقشه)) خوانده است .
فرش شناسان معاصر هم تلاش هایی در جهت تعریف گبه کرده اند. و برای پیدا کردن ریشه این واژه، راه های دور و درازی را پیموده اند. گاه آنرا به زبان عربی متصل کرده و همپای کلمه "قبیح" شمرده و زمانی هم از آن فراتر رفته و به واژه ((گایر)) (از کتاب اوستا) وصل کرده اند. و با معنی کردن قبیح به معنای معمولی و زشت و گایر به معنای حفاظ به نتایجی هم دست یافته اند.
هنوز هم بهترین تعریف برای واژه گبه همان تعریفی است که دهخدا کرده و آنرا فرشی با پوده بلند (پرزبلند) خوانده... البته بر این تعریف می باید، صفت های دیگری هم افزود. از جمله این صفت ها ساده گرایی و تقلیل، نقش هندسه و اعداد ویژگی های رنگ بندی است که در مقالات بعدی به آنها اشاره می کنیم.
منبع : کتاب گبه هنر زیرپا
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی از تمدید مهلت فراخوان مسابقه طرح و نقشه فرش دستباف به میزبانی خراسان رضوی به عنوان استان معین منطقه شرق کشور خبر داد.
به گزارش روابط عمومی سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی، ناصر فخرموحدی هدف از برگزاری این مسابقه را که ویژه طراحان و نقاشان فرش دستباف در استان های خراسان رضوی، گلستان، خراسان جنوبی و خراسان شمالی خواهد بود، حفظ و ارتقای توانمندی های فرش دستباف ایرانی و ایجاد فضای مناسب به منظور ارائه خلاقیت و نوآوری های فعالان این حوزه بالاخص هنرمندان و طراحان جوان دانست. وی افزود: این مسابقه در دهه پایانی مهرماه سال جاری برگزار می شود و پس از بررسی طرح ها توسط هیئت داوران، ضمن تقدیر از برترین های طرح و نقشه فرش دستباف در منطقه شرق کشور، آثار دریافتی در نمایشگاهی به منظور بازدید عموم ارائه خواهد شد.

طرح ناواهو (ناواجو): ناواهو (ناواجو) نام قبیلهای سرخپوست میباشد.
طرح لاما: لاما گونهای شتر است که در مناطق کوهستانی آمریکای جنوبی (به خصوص در پرو) یافت میشود. سرخپوستان این منطقه همانند عشایر ایران برای بافت قالیچههایی نظیر گبه از محیط اطراف خود الهام میگیرند.

طرح مار: این طرح به صورت تجرید یافته و به شکل حرف S ، در اکثر فرشهای عشایری ایران نیز قابل مشاهده است که به گفته برخی از منابع، در اصل تجرید یافته طرح سواستیکا یا همان گردونه مهر (خورشید آریایی) میباشد.
طرح معبد آزتک: آزتک نام یک از اقوام باستانی سرخپوستان بوده است که دارای تمدن پیشرفتهای در زمان خود بودهاند.
زین- پتوی ناواهو (ناواجو): همانطور که پیشتر نیز گفته شد، ناواهو (ناواجو) نام قومی از اقوام سرخپوست است.
قالیچه کروگبراگد (Krokgbragd): کروگبراگد، نام منطقهای در نروژ میباشد.

سرترنج: معمولاً در ابتدا و انتهای طرح ترنج قالبی به همراه اجزا طرح کشیده میشود که اصطلاحاً به آنها سرترنج میگویند.
ترنج: به بخش مرکزی فرش که معمولاً مدور یا بیضی شکل است ترنج گفته میشود.
زمینه: بخشی است در میان فرش که گلها و اجزا طرح بر روی آن نقش بستهاند و اغلب در رنگهای لاکی، کرم و سرمهای انتخاب میشود.
حاشیه: معمولاً به دو شکل باریک و پهن اطراف طرح مرکزی فرش را میپوشاند و وجود یک حاشیه پهن در میان حاشیههای باریک باعث میشود تا تعداد آنها فرد باشد.
دار: به دستگاه قالیبافی که از چوب یا فلز تهیه شده باشد اصطلاحاً دار گفته میشود که اجزا آن عبارتند از سردار زیردار و راست روها. دارها بسته به نحوه قرار گرفتن بر روی زمین به انوع زیر تقسیم میشوند:
الف) دارهای افقی: دارهایی هستند که به موازات سطح زمین نصب میشوند و بافنده برای بافت بایستی روی آن بنشیند لذا عوارض حادی در انحنای ستون فقرات و شکل لگن خاصره ایجاد میشود. دارهای افقی مورد استفاده در خانوادههای کوچنشین فاقد راستروها میباشند تا عمل نصب و حمل و نقل به سهولت انجام شود.
ب) دارهای عمودی: معمولاً در کنار دیوار نصب می گردند و به دو صورت گردان و ثابت تقسیم بندی می شوند.
ابزار بافت: به وسایلی که برای بافت فرش مورد استفاده قرار میگیرند گفته میشود که اهم آنها عبارتند از: دفتین، چاقو، بر پاکی، سیخ و ...
پود رو ( پود نازک): در این نوع بایستی از تعداد لاها و تاب بیشتری استفاده شود تا پود ضمن نازک بودن از استحکام لازم نیز برخوردار باشد پود نازک از بالای ضربدری عبور داده میشود و پس از دور زدن چلههای زیر و رو بر روی پود زیر به شکل زیگزاگ قرار میگیرد.
پود زیر (پود ضخیم): در این نوع پود که نخ ها در یک جهت تابیده میشوند هر چه تعداد لاهای نخ و مقدار تاب آن کمتر باشد بهتر است پود زیر ضخیم تر میباشد و از زیر ضربدری چلههای فرش به طور مستقیم عبور داد میشود.
پود: پودها نیز معمولاً از جنس پنبه میباشند و به صورت افقی در بافت فرش استفاده میشوند و وظیفه آن نگهداری چلهها در کنار یکدیگر میباشد پودها را معمولاً به جهت رویت بهتر (در لابه لای چلهها) و رفع جمعشدگی رنگ میکنند که این رنگرزی نیز به دلیل مقرون به صرف بودن و آسانتر بودن با نیل صورت میپذیرد. پودها بسته به محل عبور آنها از بالا یا زیر ضربدری و یا ضخامت آنها به انواع زیر تقسیم میشوند.
سه لا گرد (سه لا سه گرد): در مناطقی مانند کاشان و اصفهان و ... به منظور ایجاد استحکام در چلهها ابتدا نخهای نازک چله را در سه گروه و در جهت عقربههای ساعت (S) تاب میدهند سپس این سه گروه را روی هم گذاشته و به منظور باز نشدن تاب اولیه در جهت عکس عقربههای ساعت (Z) میتابند. بدیهی است هر چه تعداد لاها و تاب نخ بیشتر شود استحکام نخ نیز بیشتر میشود.
کمانه: چوب یا قطعهای لولهای شکل است که محل چلههای زیر و رو را در فرش تغییر میدهد و باعث میشود تا یک ردیف ضربدری در چند سانتیمتری دم بافت به وجود آید.
چله کشی: به نصب تار بر روی دار جهت بافت فرش به صورتی که تارها یک در میان زیر و رو باشند چلهکشی میگویند چلههای زیر در پشت فرش قرار گرفته و توسط بدنههای پرز پوشانده میشوند و چلههای رو نیز در داخل فرش قرار میگیرند عمل چلهکشی به سه روش فارسی وآذری و یا تلفیقی انجام میشود.
طول پرز: به ارتفاع پرزهای فرش گفته میشود.
ریشه: به پایه و اساس هر چیزی ریشه گویند که در فرش پایه و اساس را جفت چلهها (یک چله زیر و یک چله رو) یعنی همان ریشهها انجام میدهند. بدیهی است که اگر ریشههای فرش (جفت چلهها) را از ساختمان فرش خارج کنیم آن فرش کاملاً از هم گسیخته میشود و این ریشهها هستند که پس از نصب بر روی دار امکان بافت را میسر ساخته و ابعاد و رجشمار فرش را مشخص مینمایند.
رجشمار: به تعداد رج های بافته شده (یا گرههای زده شده) در یک گره ذرعی رجشمار میگویند. اندازه گره ذرعی بستگی به سبک بافت فرش (آذری یا فارسی) دارد.
رج: به ردیف طولی و عرضی گرهها رج میگویند.
گره ذرعی: به 16/1 ذرع و یا به 4/1 چارک گره ذرعی میگویند که در مناطق فارسیباف 5/6 سانتیمتر و در مناطق آذریباف 7 سانتیمتر است.
چارک: به 4/1 ذرع، چارک گفته میشود که در مناطق فارسیباف 26 سانتیمتر است و در مناطق آذریباف 28 سانتیمتر است.
ذرع: واحد اندازهگیری طول فرش از قدیم میباشد که در مناطق فارسیباف معادل 104 سانتیمتر و در مناطق کرمانیباف 108 سانتیمتر و در مناطق آذریباف 112 سانتیمتر است.
گرهزدن: به تاباندن خامههای پشمی یا ابریشمی به دور چلههای فرش در حین بافت گره زدن میگویند.
تار (چله): نخ هایی هستند نازک، چند لا شده و پرتاب که معمولاً از جنس پنبه بوده و برای بافت فرش بایستی بر روی دار بطور عمودی نصب گردند و وظیفه آن نگهداری گرههای فرش میباشند. جنس چلهها برای فرشهای ریزبافت به منظور برخورداری از استحکام لازم، ابریشمی انتخاب میشوند و در فرشهای بافت مناطق عشایری و روستایی جنس چلهها را به جهت مقاومت بیشتر در برابر سرما و رطوبت و همچنین ایجاد نرمی و انعطاف لازم در فرش که برای کوچ کردن امری ضروری است از پشم انتخاب مینمایند.
نمره: به تعداد کلاف های {HANK) 840 یاردی (یک یارد = 44/91 سانتیمتر) نخ پنبهای یک لا در یک پوند (یک پوند = 59/453 گرم) میگویند و معمول} نمره نخ یک لای پنبهای مورد استفاده در قالیبافی 5، 10، 20 و بعضاً 40 میباشد.
پنبه: الیاف سلولزی است که از غوزه گیاه پنبه به دست میآید و بر اثر سوختن بوی کاغذ سوخته از خود متصاعد مینماید و پس از دور شدن از آتش خاموش میشود و خاکستری نرم و پودر مانند باقی میگذارد.
دنیر: واحد اندازهگیری ضخامت الیاف ابریشم است و به وزن 9000 متر لیف ابریشمی بر حسب گرم گفته میشود لذا برعکس عدد متریک هر چه عدد دنیر بیشتر شود لیف ابریشمی ضخیم تر میگردد. دنیر 60 الی 160 در قالیبافی مصرف دارد و ظریفتر از آن (کمتر از دنیر 60) را در پارچهبافی استفاده مینمایند.
ابریشم: الیاف بسیار بلند پروتئینی هستند که کرم ابریشم برای تولید پیله در اطراف خود ترشح میکند.
متریک: واحد اندازهگیری ضخامت خامه پشمی مورد مصرف در قالیبافی است. به عدد طولی خامه پشمی یک لا بر حسب متر که وزن آن یک گرم باشد میگویند لذا هر چه عدد متریک بیشتر بشود خامه پشمی یک لا ظریفتر میگردد. متداولترین اعداد متریک در خامهها 3 الی 10 میباشند.
خامه: اصطلاحاً در هنر فرشبافی به نخ پشمی مورد استفاده برای پرزهای فرش است که به صورت دو لا تهیه میشود خامه گفته میشود.
پشم بهاره: پشمی است که طی روزهای آخر زمستان یا اول بهار، قبل از بارش اولین باران بهاری بر روی گوسفندان چیده شده باشد که بخاطر داشتن لطافت و طول زیاد و نداشتن خار و خاشاک از پشم پاییزه مرغوب تر است.
کرک: الیاف ظریف لابلای موی بز یا شتر است و لیکن در فرش، به الیاف ظریف و بلند پشمی (مانند پشم های گوسفندان نژاد مرینوس در استرالیا و یا بلوچ) کرک گفته میشود.
پشم: لیف پروتئینی و مجعد است که روی پوست گوسفندان میروید و بر اثر سوختن بویی مشابه بوی موی سوخته از خود متصاعد مینماید و پس از دور کردن شعله خاموش میشود و خاکستری نرم و پودر مانند باقی میگذارد.
فرش: کلمهای است عربی و به هر آنچه که گستردنی باشد گفته میشود معادل فارسی آن قالی، قالیچه و ... میباشد.
آماده سازی جهت رنگرزی

آماده کردن محلول رنگ در کارگاه رنگرزی

ریختن محلول رنگ در ظرف مخصوص جهت رنگ آمیزی نخ ها در کارگاه رنگرزی

شستشوی نخ آغشته به رنگ در کارگاه رنگرزی

دستگاه خشک کن نخ رنگ شده در کارگاه رنگرزی

انتقال نخ ها پس از رنگ آمیزی و خشک شدن به محل مناسب

نخ پس از مراحل رنگ آميزی توسط رنگرز در ترازو وزن کشی می شود

نخ های رنگ شده در کارگاه رنگرزی آماده جهت عرضه به بازار مصرف


آن چه را که امروزه به عنوان گلیم می شناسیم دست آوردی است که در اثر سده ها کار مشقت بار در پای دارهای بافندگی ساده ی روستایی و ایلیاتی پدید آمده است.
در این کتاب به ویژه از بافندگان و هنرمندان طوایف و قبایل مختلفی یاد می شود که وجه مشترک بسیاری از آن ها دین اسلام است.
بافت گلیم بسیار پیش از ظهور حضرت محمد (ص) رایج بوده اما اسلام گویی ذوق سلیم صحرانشینان ، روستاییان و بومیان سرزمین های مختلف را در بافت گلیم به گونه ای حیرت انگیزی تلطیف نموده ، موجب خلاقیت هنری و شکوفایی فنی بیش تری شده است. اسلام با سنت ها و فنون کهن ما قبل خویش ترکیب شد و در نقش ها و رنگ های دست بافت های کهن چنان اثری روحانی به جای گذارد که شما پس از آشنایی با نمونه های بسیار برجسته ای از آنها حقیقت این اضهار نظر را حس خواهید کرد.
دست بافت هایی که در این کتاب معرفی می شود از سلیقه ها و گرایش های اشراف دربارهای صفوی ، عثمانی و ممالیک تاثیر اندکی گرفته و یا وجود شهرتی که این حکومت ها در تحمیل عقایدشان دارند جز در مواردی به خصوص تاثیر چندانی بر روی بافندگان این آثار نداشته اند. این بافته ها حاصل اندوخته های خیال و ماحصل تبحر فنی مردمانی است که زندگی محقر و شرایط بسیار نامطلوب داشته اند.
منبع : کتاب تاریخچه ، طرح ، بافت و شناسایی گلیم