مصاحبه : آرزو پایدارفرد با استاد ابراهیم میرزایی - کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف  






مصاحبه : آرزو پایدارفرد با استاد ابراهیم میرزایی کارشناس ارشد هنر اسلامی، هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه بیرجند- کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف استاد عبدالله میرزایی بیش از 40 سال در زمینه¬ی طراحی و رنگ فرش دستباف سابقه دارند. آغاز فعالیت ایشان در سن بسیار کم و 10، 11 سالگی بوده است. از استادان آقای میرزایی، استاد احمد ارچنگ، استاد جعفر رشتیان، استاد حاج عباس کرباسیان، استاد مهدی یی را می¬توان نام برد استاد میرزایی بیش از4 سال است که با دانشگاه هنر اصفهان همکاری دارند و «کارگاه رنگ و نقطه فرش» را برای دانشجویان رشته فرش تدریس می-کنند.«رنگ و نقطه¬ی نقشه¬ی فرش» از دروس کارگاهی مقطع کارشناسی رشته فرش است که با هدف آشنایی دانشجویان فرش با رنگ‌هاي کاربردی و سنتی فرش و .چگونگی رنگ و نقطه كردن طرح‌هاي فرش در 2 واحد 4ساعته ارائه میگردد. نقشه ای که استاد در حال نقطه کردن آن بودند بنابر گفته¬ی ایشان، طرح قاجار است البته برگرفته از طبیعت و قاجار است در ابعاد پرده¬ای، حاشیه فرش کتیبه¬ای و طرح گچبری کارشده است مصاحبه : آرزو پایدارفرد با استاد ابراهیم میرزایی - کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف


مصاحبه : آرزو پایدارفرد 
با استاد ابراهیم میرزایی کارشناس ارشد هنر اسلامی، هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه بیرجند- کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف


استاد عبدالله میرزایی بیش از 40 سال در زمینه¬ی طراحی و رنگ فرش دستباف سابقه دارند.
آغاز فعالیت ایشان در سن بسیار کم و 10، 11 سالگی بوده است. از استادان آقای میرزایی، استاد احمد ارچنگ، استاد جعفر رشتیان، استاد حاج عباس کرباسیان، استاد مهدی¬یی را می¬توان نام برد.
استاد میرزایی بیش از4 سال است که با دانشگاه هنر اصفهان همکاری دارند و «کارگاه رنگ و نقطه فرش» را برای دانشجویان رشته فرش تدریس می-کنند.«رنگ و نقطه¬ی نقشه¬ی فرش» از دروس کارگاهی مقطع کارشناسی رشته فرش است که با هدف آشنایی دانشجویان فرش با رنگ‌هاي کاربردی و سنتی فرش و .چگونگی رنگ و نقطه كردن طرح‌هاي فرش در 2 واحد 4ساعته ارائه میگردد. نقشه ای که استاد در حال نقطه کردن آن بودند بنابر گفته¬ی ایشان، طرح قاجار است البته برگرفته از طبیعت و قاجار است در ابعاد پرده¬ای، حاشیه فرش کتیبه¬ای و طرح گچبری کارشده است
منظور از گچبری، طرح گچبری است یا از نظر رنگی، فرش ملهم از گچبری است؟
استاد: در طرح گچبری رنگ¬ها متناسب با طبیعت تغییر می¬کند. نسبت به متن رنگ ها محدودتر و نزدیک به هم هستند.
استاد می¬فرمایند: طرح قاجار، رنگ¬های سنتی خود را داراست البته برای این طرح در فرش از ترکیب¬های جدید رنگی نیز استفاده می¬شود که در چهارچوب رنگ¬های شناخته شده¬ی فرش است. ما در نقشه¬کشی فرش، اصالت طرح و رنگ قاجار را حفظ می¬کنیم و اگر بخواهیم دقیقا همان طرح و رنگ¬های فرش یا بناهای تاریخی قاجاریه را استفاده کنیم به تکرار و تقلید می¬افتیم و طرح¬ها کلیشه ای می¬شوند. ما در همان چهارچوب، دست به ترکیب نقش،رنگ برای ایجاد نو¬آوری می¬زنیم.
تاثیر کاشی¬کاری نیز در طرح و رنگ فرش قاجار دیده می شود؟ 
استاد : بله همان رنگ های زمان قاجار چون صورتی و ارغوانی ها و همان رنگ هایی است که در طبیعت در گل ها و گیاهان دیده می¬شود. مثلا اگر در طرح، گلِ رز کاربرد داشته، نمونه¬ی همان رنگ از طبیعت، ساخته می-شود مثل قرمز، صورتی سیر و روشن، لیمویی و طلایی؛ گل رز سفید و مشکی هم داریم که در رنگ¬آمیزی¬ها دیده می شود. که به این گل¬های طبیعت گرایانه، گل قاجاری یا گل لندنی و بیشتر گل فرنگ گفته می¬شود. چرا که چه از لحاظ رنگ¬آمیز و چه طرح نزدیک به نمونه¬ی طبیعی است. - بازار کدام رنگ¬ها بهتر است

قاجاریه با الگوهای طبیعت گرایانه و گل فرنگ با تنوع رنگی بالا یا دوره-های قبل از قاجار مثلا طرح و رنگ¬های صفویه با رنگ¬های خاص خودش؟ 
استاد : نمی¬توانیم بگوییم که صفویه بهتر از زندیه و قاجاریه است یا بالعکس. مهم ارائه دادن کار خوب است معمولا زمانی که کار خوبی به سبک صفویه انجام شود اینطور تصور می¬شود که سبک صفویه در رنگ خوب است در حالی¬که وقتی طرح و رنگ خوب و نو و اصولی ارائه شود چه صفویه و قاجاریه یا هر دوره و سبکی دیگر باشد مورد توجه بازار و مشتریان خاص خود خواهد بود.

رنگهای رنگ¬آمیز فرش چه رنگ¬هایی هستند؟ 
استاد : رنگ هایی هستند با خاصیت معدنی که تبدیل به پودر می شوند. برخی از این رنگ¬ها به دلیل کاربرد و قدرت رنگی، رنگ¬های مادر یا اصلی هستند چون لاجورد، شنجرف(لاکی)، سینکا، اُخرا، گِل ماشی و سُرنج که با این رنگ¬های اصلی انواع ترکیب های متنوع به¬دست می-آید چون درجه رنگ¬های سبز ساقه¬ای روشن و سیر، سبز مینایی و ... . از جوهر رنگ هم برای برخی رنگ¬ها مثل سبز یا مشکی استفاده می¬شود. گاهی از رنگ¬های صنعتی هم که امروزه گاه مرسوم شده استفاده می¬شود.
معمولا فرش اصفهان چه حداقل یا حداکثر رنگی امروزه دارد؟ استاد : حداقل حدود 11 و 12 رنگ ولی حداکثر تا 70 ، 80 رنگ می¬رسد مخصوصا در مورد طرح¬های با ظرافت و پُرکار از نظر فضاسازی چون شکارگاه و نگارگری.

لطفا در مورد آبی¬ها در فرش اصفهان، که از رنگ-های خاص و پرکاربرد در فرش این منطقه است، توضیحاتی بدهید؟
استاد : می¬توانم به آبی فیروزه¬ای سیر و روشن، آبی خیلی روشن که به آبی ماسی معروف است، اشاره کنم. آبی¬های خیلی تیره نیز در فرش اصفهان داریم که سورمه-ای¬ها هستند و با پودر سینکا(رنگ سفید) تونالیته ایجاد می¬کنند. فیروزه¬ای مسجدی، فیروزه¬ای دریایی و فواصل این تنالیته¬ها به شکلی هستند که بافنده در انتخاب نخ دچار اشتباه نمی¬شوند یعنی خیلی تنالیته¬ها نزدیک به هم نیستند.

تفاوت رنگی که برای رنگ کردن متن و گل¬ها در نقشه استفاده می¬شود¬ با رنگِ مورد استفاده برای نقطه کردن چیست؟
استاد : برای رنگ گل¬ و برگها و زمینه، بَست رنگ باید کم باشد ولی رنگ نقطه پرمایه¬تر و غلیظ¬تر است. در رنگ¬های با غلظت بالا کمی شکر برای جلوگیری از ترک-خوردگی به رنگ اضافه می¬شود. صمغ(عربی) نیز برای چسبندگی بیشتر رنگدانه¬ها و رنگ روی کاغذ کاربرد دارد. برای یک کاسه رنگ دو سه قطره صمغ کفایت می-کند. در پایانِ رنگ¬گذاری و نقطه¬کردن، روی کار روغن جلا می خورد تا این تخته نقشه چند بار قابلیت بافت داشته باشد چرا که روغن جلا علاوه بر ایجاد شفافیت و براق کردن رنگ¬های تخته نقشه، باعث محافظت نقشه در برابر سرما و آب و ... می¬شود و به مرور هم با کشیدن یک دستمال خیس دوباره جلای خود را به¬دست خواهد آورد. 

نظر شما در مورد استفاده از نرم¬افزارهای طراحی و رنگ¬گذاری فرش چیست که در بین دانشجویان فرش با استقبال مواجه شده و در عین حال محدودیت¬های زمانی را کم کرده، یعنی در زمان بسیار کم می¬توانیم از یک طرح کاتالوگ رنگی متنوع و کاملی داشته باشیم؟ 
استاد : هیچوقت کار کامپیوتری نمی¬تواند کار دست را بگیرد. من تکنولوژی را رد نمی¬کنم ولی واگذاری صد در صد کار دست به نرم افزار نیز اصلا قابل قبول نیست. مشاهده می¬کنید من در کارگاهم کامپیوتر دارم و بسیار خودم و پسرم از امکانات نرم افزارهای مختلف کمک می گیریم اما به دید یک ابزار به آن نگاه می¬کنم نه هنر. معمولا کارهای کامپیوتری که در بیرون انجام می¬شود و تعدادی هستند متاسفانه اثر را خراب می¬کند چون بدون شناخت و دانستن اصول طراحی فرش و حتی سبک¬های فرش تنها با تقسیم فرش به عناصر و جابه¬جایی و چرخاندن و کوچک و بزرک کردن نقشمایه¬ها صرفا جهت زیبایی علاوه بر اینکه اصالت طرح را از بین می¬برند اکثر طرح¬های کامپیوتری شبیه هم شده است که هر دو مورد از معظلات هنر فرش ایرانی است. متاسفانه از روی نا آگاهی و به دلیل قیمت مناسب، استقبال هم می¬شود. مثلا ترنج طرح بنده با لچک طرح استاد بزرگی مثل ارچنگ و ... را با هم ترکیب می¬کنند و با تغییراتی که صرفا جهت زیبایی است و نمی¬شود آن¬را طراحی فرش ایرانی نامید به بازار عرضه می¬کنند. اما هنوز بنده مشتری های خودم را دارم که ارزش کار دست را درک می کنند و سفارش¬های خوبی هم دارم.

استاد : بنده معتقدم بخشی از کار دست به ذهن و روح هنرمند بر می¬گردد. روح هنرمند در اثر، جریان دارد و انتقال این جریان با نرم افزار امکان پذیر نیست. عشق ایمان باور و ... مفاهیم عمیقی هستند که همواره پشتوانه¬ی محکمی برای هنرهای سنتی ما بودند که بواسطه استفاده نادرست از تکنولوژی از بین خواهند رفت و وقتی این پشتوانه¬ها نباشد، مطمئنا نسل حاضر و دانشجویان ما هیچ دوستی و انس با هنرهای دستی و روش حفظ آنها نخواهند داشت.

چگونه می¬توان در بین دانشجویان فرش با دروسی چون طراحی و رنگ و نقطه، علاقه و انگیزه ایجاد کرد؟ 
استاد : بنده در دانشجویانم علاقه ایجاد کردم چون کاری که به دانشجو می¬دهم یک طرح بسیار عالی است و پیشنهاد رنگی هم که به دانشجو می¬دهم، رنگ¬های بسیار پر جاذبه است. همواره دانشجویان می گویند که سر کارگاه شما خسته نمی¬شویم. از دانشجویان خرده و ایراد نمی گیرم. به دانشجویان دلداری می¬دهم چرا که با بازدید از بازار گاهی با نظرات نامناسبی از سوی بازاریان مواجه می شوند که مثلا این رنگ¬ها مرده است و انگیزه شان کم می شود اما من واقعیت را به آنها می¬گویم که اگر با تلاش در رشته و حرفه خود فعالیت کنید مطمئنا یک طراح، بافنده و یا یک تولید کننده¬ی موفق خواهید بود اما اگر صرفا فکر شما تجاری باشد بدانید که خیلی¬ها تا به حال دنبال سود اقتصادی بودند و طرح های انبوه تولید کردند و تکرار زیاد این طرح¬ها، ارزش طرح و رنگ را از بین برده است در مواردی.

مراحل آموزش رنگ و نقطه فرش به چه شکل است؟ کارگاه رنگ و نقطه¬ی فرش چگونه توسط شما مدیریت می شود؟ 
استاد : ابتدا شرحی درباره¬ی رنگ¬های سنتی فرش داده می¬شود. سپس طرح¬های خوب در اختیار دانشجویان قرار می¬گیرد و یا طرح های خودشان را نقطه می¬کنند. نقطه کردن یا خفت ورچین کردن ابتدایی برای بدست آوردن مهارت و رفع اشکالات طراحی با مداد است در حالی¬که نقطه کردن نهایی با قلم مو ست و نیاز به مهارت بالایی دارد. رنگ و نقطه با نرم¬افزارهای طراحی نقشه فرش هم برای دانشجویان خوب است خوبه ما دانشجویان را تشویق می کنیم که کار با این نرم¬افزارها را نیز یاد بگیرند اما سیستم یک ابزار است در دست هنرمند نه اینکه هنرمند در خدمت انواع و اقسام نرم افزارها باشد.

نظر شما در مورد تفاوت قیمت فرش دستباف و ماشینی چیست؟
استاد : ارزان بودن فرش بد هست و اینکه یک دانشجو نمی¬تواند برای شروع زندگی¬اش یک فرش دستباف خریداری کند بسیار بدتر. نگاه امروز به فرش، نگاه صنعتی است که از لحاظ تنوع و قیمت، فرش ماشینی متنوع تر و ارزان تر است ولی مضرات خود را هم داراست؛ ترکیبات مصنوعی، سُرب داشتن و حتی شیوه¬های سفیدبافی و چاپ در فرش ماشینی از معایب بزرگ است. پیشنهاد می¬کنم اگر قدرت خرید فرش دستباف برای جوان¬ها وجود ندارد از بافت¬هایی مثل گبه استفاده کنند. دانشجویان فرش بهترین کمکی که به خود و جامعه می توانند بکنند این است که فرش نیاز خود را، خودشان تولید کنند.

اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فرش را در ایران چگونه می بینید؟ آیا رشته¬ی دانشگاهی فرش به اجتماع فرش کشور کمک کرده است؟ 
استاد : تا 30 – 40 سال گذسته تولید فرش بصورت تفننی بود و به تعداد انگشت دست تولید کننده متعهد و خوب داشتیم بنابراین فرش مقام اول جهانی داشت. اما بعد از انقلاب و با شروع جنگ، بازار کاذب برای فرش بوجود آمد و کسانی وارد این کار شدند که تنها دنبال سود اقتصادی بودند و خیلی ها حتی شغل خودشان را رها کردند و به دید تجارت به فرش نگاه کردند... از طرفی فقر و نداری در طبقه¬ی بافندگان و نبود سیاست-گذاری¬های درست باعث بوجود آمدن واسطه¬ یا دلالانی در فرش شد که نه سود را بافنده می برد و نه استاد کار فرش. بنده هم ناچارم به همان دلال، فرشم را بفروشم که سود اصلی را نه من می¬برم و نه بافنده. 

نقشه فرش¬هایی داشتید که از آنها غیرقانونی کپی¬برداری شود؟ راهکار مناسب برای جلوگیری از این قبیل مشکلات در هنر طراحی فرش چیست؟ 
استاد : بله بوده¬اند اما در حال حاضر مرکز ملی فرش، نقشه¬ی فرش را ثبت می¬کند و این خیلی ارزش دارد. کارها شناسنامه دار می¬شود و پیگرد قانونی دارد. فقط طراحان و بافندگان باید به مرکز و شرکت سهامی فرش مراجعه کنند و اقدامات لازم را جهت شناسنامه دار کردن طرح خود انجام دهند.
باتشکر از استاد گرامی جناب آقای میرزایی



منبع:
http://www.persiancarpetassociation.com

‌ نمایه کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران ‌ / موزه فرش تهران


نمایه کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران که قرار بود سی ام اردیبهشت 1391 و همزمان با مراسم آیین نکوداشت فرش ایران ، معرفی و توزیع گردد ،یک روز پس از مراسم مذکور منتشر و به برخی از علاقه مندان اهدا شد.این نمایه که معرفی ویژه ای از کتاب نهایی است ، به صورت رنگی در 40 صفحه و در قطع 24*33/5 سانتیمترونفیس چاپ شده است.
در این نمایه هیات علمی و مشاوران،وهمچنین همکاران علمی نویسنده معرفی شده اند و تعداد 10 فرش از گنجینه موزه فرش ایران به صورت نمونه چاپ و معرفی گردیده است تا علاقه مندان از شیوه بررسی و معرفی فرشها در کتاب نهایی مطلع گردند.
این نمایه به دو زبان فارسی و انگلیسی است و چشمگیرترین ویژگی آن ، دقت بسیار در چاپ تصاویر فرشهاست که برابری دقیقی از نظر رنگ با اصل فرش ها دارند.این نمایه از طراحی بسیار ساده اما زیبایی برخوردار است .
هنوز از شیوه اهدا یا فروش این محصول از سوی نویسنده یا ناشر اطلاعی به دست نرسیده است.نویسنده اصلی و مدیر این پروژه تورج ژوله است.


نمایه کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران اثر استاد تورج ژوله


نمایه کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران اثر استاد تورج ژوله

 


معرفی هیات علمی و مشاوران،وهمچنین همکاران علمی نویسنده 

 



استاد محترم جناب آقای تورج ژوله کتاب گنجینه ی ملی فرش ایران یادگاری است افتخار آفرین که در دل ها و تاریخ قالی ایران به ثبت خواهد رسیدکه این نشان از توان و شايستگی همکاران پر تلاش مجموعه ميباشد

منبع : 
http://www.persiancarpetassociation.com

شرکت فنی مهندسی پویندگان قالی




با مدیریت مهندس عبدالله آحراری کارشناس و پژوهشگر و عضو انجمن فرش ایران و همکاری و مشارکت برخی فعالان فرشِ استان خراسان رضوی و همچنین همیاری شماری از کارشناسان فرش کشور، شرکت فنی مهندسی پویندگان قالی، در تاریخ دهم اردیبهشت ماه سال‌جاری به شمارۀ 47795 در قالب شرکت سهامی خاص تأسیس و به ثبت رسید. 
اگرچه دفتر مرکزی شرکت در شهر مشهدمقدس واقع است اما این شرکت می‌تواند در زمینۀ موضوعاتی که به آن‌ها ورود دارد و از طریق زبده‌ترین و فعال‌ترین نیروهای خود در سطح ملی اقدام کند. 

اعم موضوعات فعالیت شرکت فنی مهندسی پویندگان قالی به شرح ذیل است: 
1- انجام مطالعات بنیادی و پژوهش‌های کاربردی دربارۀ فرش و دیگر دست‌بافته‌های سنتی؛ 
2- مشاورۀ فنی به تولیدکنندگان فرش و سایر دست‌بافته‌های سنتی در انجام کلیۀ امور همانند تهیۀ شناسنامۀ فرش و غیره؛ 
3- تهیۀ طرح‌های توجیهی، اقتصادی و فنی برای تولید انواع فرش؛ 
4- برگزاری همایش‌ها، نشست‌ها و نمایشگاه‌های تخصصی فرش؛ 
5- مشاوره جهت ارتقای دانش فنی فرش در زمینه‌های مختلف اعم از مواد اولیه، ابزار، طراحی و غیره؛ 
6- مشاوره به جامعۀ فرش ایران جهت دریافت انواع گواهینامه‌های کنترل کیفیت و اخذ نمایندگی این مؤسسات؛ 
7- برگزاری دوره‌‎های آموزشی نظری و عملی در شاخه‌های مختلف فرش دست‌‎باف؛ 
8- انجام کلیۀ امور خدماتی مورد نیاز جامعۀ فرش ایران اعم از بخش دولتی و خصوصی. 

آدرس صفحه فیسبوک شرکت فنی مهندسی پویندگان قالی به شرع ذیل می‌‌باشد 


http://www.facebook.com/ShrktFnyMhndsyPwyndganQaly

کتاب جدید شناخت فرش توسط تورج ژوله، پژوهشگر و نویسنده فرش ایران وارد بازار نشر شد.



عنوان کامل کتاب جدید تورج ژوله، "شناخت فرش ، برخی مبانی نظری و زیر ساخت‌های فکری" است که شامل دو فصل و یازده گفتمان توسط انتشارات یساولی در ۲۵۰ صفحه ، و بصورت تمام رنگی و به دو زبان فارسی و انگلیسی، با قیمت ۴۵۰۰۰ تومان انتشار یافت . 
مطالعه کتاب شناخت فرش ایران که اقدام ارزشمند و منبع مطالعاتی امتیازآوری است را به تمامی علاقه مندان و دوست داران فرهنگ قالی‌ ایران توصیه می شود 





-------------------------------------------------

 

شیوه رنگرزی سنتی به یادگار مانده از محمد کاظم مجنونی (بخش دوم)

طرز تهیه رنگهای گیاهی به ترتیب نوشته می شود:

اول سفید : پشم را در ظرف بزرگی با سه  سطل آب بیست و پنج درجه گرما با ده گرم روغن آب کوهی باید خوابانید تا تمام جرم و چربی پشم گرفته شود . اگر روغن آب کوهی در اختیار نداشتید می توانید پانصد و پنجاه گرم سودا مصرف کنید .

دوم سرخی ( لاکی ) : پشم وقتی این رنگ را به خود می گیرد که از قرمزدانه ، که به آن لاکی هم می گویند استفاده می شود. قرمزدانه به کرم هم شهرت دارد.

کرم لاشه ی حشره یی است که اکثراً روی شاخه های درخت انجیر و درختانی از این گونه زندگی می کند. این کرم پس از مکیدن شیره ی گیاه از خود صمغی ترشح می کند که بعد از صاف کردن آن ، قرمزدانه حاصل می شود.

پشم را به ترتیب با یک کیلو آهک آب دیده در مقدار زیادی آب که در آن غلط بخورد یک روز و یک شب خوابانده ، بعد از آن در چشمه یا آب جاری و زلال آن قدر بشوئید که دیگر اثر و آثاری از آهک در آن نباشد ، بعد پشم را با یک و نیم کیلو زاج در آب بجوشانید ، دوباره در چشمه و آب روان خوب بشویید. بعد از آن با یک کیلوگرم کرم ِ شراب کش کوبیده و غربال شده یعنی کاملا ً پخته شده پشم را خوب جوشانیده تا رنگ به خود بگیرد. بعداً دو کیلو لیمو عمانی کوبیده را در آب گرم قبلی مخلوط کرده و پشم را دوباره بجوشانید تا آب گرم به رنگ صورتی در بیاید.

بعد پشم را از پاتیل بیرون آورده ، دوباره خوب بشویید و در سایه برای خشک شدن پهن کنید.

یادتان باشد کم رنگ یا پر رنگ بودن لاکی بستگی دارد به مقدار مصرف کرم و مقدار لیمو عمانی و عمل خشک کردن پشم در آفتاب یا سایه.

سوم لاکی دانه اناری یا شرابی : توسط بزغنج که پوست پسته ی کوهی است و رنگ قرمزدانه را ثابت می کند تهیه می شود. لاکی دانه اناری ( تورکه اناری ) وقتی تهیه می شود که به ترتیب تهیه ی سرخ ( لاکی ) عمل نمود. دست آخر باید پشم را در آب چشمه یی که قبلا ً پشم آهکی در آن شسته شده ، شستشو کرد. به عبارت دیگر با تجربه ی زیاد، دست آخر باید پشم را در آب زیاد و سرد، که دارای مقدار کمی آهک خوب حل شد، باشد قرار گیرد و بعداً در سایه خشکانید.

منبع : کتاب مجنونی ها.

قالیچه نماز، قفقاز

قفقاز

 

از هردوت آگاهی یافته‌ایم که پارسیان، یعنی ایرانیان مغرب تاق آسمان را همچون برترین خدا می‌پرستند. (البته درست این بود که فعل گذشته باشد چرا که الان وضع کمی فرق کرده البته...)

                                                                 دین‌های ایران باستان، ساموئل هنریک نیبرگ

 

 

روی درست بودن تاق زیاد مطمئن نیستم اما چون عینا از متن تکرار شده تقصیرش به گردن مترجم!

البته توی این متن تاکیدم روی درست یا غلط نوشتن تاق نیست بلکه روی پرستش تاق است.

منبع:پشمینه باف

فراهان



نقش ماهی درهم - حدودا 1874 میلادی




یک ماهی درهم متفاوت فراهانی. ماهی درهم از جمله نقشه‌های مهمی است که در فراهان در استان مرکزی بافته می‌شود و بازار اصلی تولیدات این منطقه قبلا انگلیس بوده است. (الان را واقعا نمی‌دانم که اصلا تولید می‌شود یا نه؟! که به انگلستان برسد یا نه!) اگر فیلم Atonment را دیده باشید نمونه‌های فراوانی از ماهی درهم‌های فراهان را خواهید دید که سرتاسر کف امارت بزرگ قدیمی را پوشانده است. این بافته دو ویژگی یکتا دارند اول مثلث‌هایی که از کناره بافته رو به زمینه دارند و دوم ترنج لوزی شکلی است که در وسط زمینه بافته شده است. کمتر نمونه‌های مشابه این حالت را در بافته‌های ماهی درهم فراهان می‌شود دید و اگر کمی دقت کنید این فرمت و طرح و الگو خاص بافته‌های قشقایی است تا بافته‌های فراهان. راه برای خیال پردازی باز است هر چند نمی‌دانیم که دلیل اصلی این اتفاق چیست؟ شاید یک عروس قشقایی در خانواده‌ای فراهانی این فرش را بافته باشد.

اما جزئیاتی که در وسط ترنج نقش شده‌اند هم متفاوت هستند. نقش و نگاره‌های ترنج متقارن نیستند و اگر کمی دقت کنید نوشته‌هایی را بر قسمت بالای ترنج می‌بینید که یک عدد هم در آن بین تشخیص داده می‌شود: ؟؟130. تقریبا می‌توان گفت نوشته‌ها، تاریخ‌ها و کلماتی که در فرش‌ها بافته می‌شوند هیچ وقت در داخل ترنج جایی ندارند (یا جایی بر بالای زمینه بافته می‌شوند و یا اگر اسم و نشان تولید کننده باشد عمدتا در حاشیه) و این ویژگی یکتا و خاص این بافته فراهانی است. شکل کتابت کلمات نیز با آن شکل عام ساده روستایی تفاوتی آشکاری دارد. هر چند بافته‌های فراهانی مشخصا بافته‌های شهری نیستند اما به ندرت آن‌ها در میان بافته‌های روستایی این منطقه جای می‌دهند. در بافته‌های شهری شکل نوشتن کلمات که عموما نام و نشان تولیدکننده است با خط نستعلیق و همانگونه که پیش از این گفته شد در حاشیه نوشته می‌شود اما خطی که در بافته استفاده شده است نستعلیق نیست.

موزه جدید فرش باکو



این ساختمان که در تصویر می‌بینید موزه جدید فرش باکو در کشور آذربایجان است.

فقط محض اطلاع که اگر یک روز ملاقات رو در رو داشتید غریبی نکنید.

عکس را از سایت جوزان گرفتم. ساختمان تازه ساز است و تا مارس 2013 تمام نخواهد شد.


مفرش یا رختخواب پیچ



مفرش یا رختخواب پیچ



خیلی ساده است کاربرد این وسیله یا این بافته این بوده است که رختخواب‌ها را در آن می‌گذاشته‌اند. جعبه‌ای است که بافته شده است؛ دری دارد که بسته می‌شود و رختخواب‌ها را درون خود جای می‌دهد. با این وسیله هم رختخواب‌ها تمیز نگهداری می‌شدند و هم هنگام کوچ جابه‌جا نمی‌شدند و حمل و نقلشان آسان بود. همان کارکرد چادرشب‌ها را دارد وقتی برای بستن رختخواب‌ها به کار می‌روند و گره می‌خورند. منتهی این را عموما تخت‌باف و بی‌گره می‌بافند و از چادرشب بهتر است. نوع گره دار هم دارد که من تماما گره‌باف آن را ندیده‌ام بلکه درنوع گره‌باف هم بخش از کار تخت‌باف است.

ملایر



ملایر - اواخر قرن 19 - 136×180 سانتیمتر

نهاوند


نهاوند



عکس از اینجاست.

کازاک

کاشان


سایت جوزان این بافته کج و کوله کاشانی را متعلق به اوایل قرن بیستم معرفی کرده؛ دقیقا 1910. آن چیزی که در این بافته برای من جالب و جذاب بود نوع رنگبندی بافته است. با آن تصویر استانداردی که من از بافته‌های کاشان دارم تفاوت دارد؛ به خصوص رنگی که در زمینه حاشیه به کار رفته.

هر گردی گردو نیست.


a late 19th century Lavar Kirman prayer rug (2.01 by 1.27m.)


سایت جوزان در توضیح این تصویر نوشته: قالیچه نماز- راور کرمان- اواخر قرن نوزدهم.

در نگاه اول شکل و ظاهر بافته هم اعلام می‌کند که ما با یک قالیچه نماز رو به رو هستیم. نقش محراب، درخت و سایر مشخصاتی که ما توقع داریم که در یک قالیچه نماز آن‌ها را ببینیم. اما اندازه این بافته نکته‌ای است که باید بیشتر به آن دقت کرد. اندازه 2/01 در 1/27  سانتی‌متر برای یک قالیچه نماز زیادی بزرگ نیست؟ قالیچه نماز یک بافته جمع و جور است و تکلیفش هم کاملا مشخص و روشن است برای نماز خواندن بافته و استفاده می‌شود و طبعا بعد از هر بار نماز جمعش می‌کنند و تا نماز بعدی باز نمی‌شود. فرض کنیم بافته به این بزرگی را هر نوبت نماز باز و بسته کنند احتمالا بعد از یک هفته نمازگزار مبتلا به دیسک کمر خواهد شد.

این بافته قالیچه نماز نیست؛ پرده است.

اصفهان - نقش محرابی


اصفهان - نقش محرابی - اوایل قرن بیستم


214 x 139 cm

این یک فرش نیست!


رشت

caucasian woman


Reclining woman,  Caucasia,

photograph ca. 1910-1911. Royal

Geographical Society, London.


عکس: از این کتاب

Caucasian carpets and covers the weaving culture – Richard E. Wright, John T. Wertime – Hali Publications


همدان





 تا امروز چنین همدان روشنی ندیده بودم. همدان‌هایی که من دیده‌ام همه تیره‌اند و تا دلتان بخواهد کبود دارند و آبی... این بافته عکسش که واقعا تحفه است.
همدان روزگاری مرکز قالیچه بود...

پیچ‌باف

اساس این شیوه بافندگی پیچاندن پودها به دور تارها در تناسبات گوناگون است. پیچ‌بافی بافنده را قادر می‌‌سازد تا بافت‌هایی جالب و نقش‌هایی ابداعی که در گلیم‌های دیگر دیده نمی‌شود، ببافد. این گونه بافت را به اشتباه «سوماخ» یا «سوزن‌دوزی» می‌نامند. سوزن دوزی بر خلاف نامش و شباهتش به گلدوزی و سوزن‌دوزی، بافندگی با نخ‌های پود است که درحین کار به دست‌بافت اضافه می‌شود. عبارت «سوماخ» منسوب به شهری در قفقاز به نام «شماخی» یا «سوماخ» است که در قدیم پایتخت شیروان بوده است و امروز جزو آذربایجان به حساب می‌آید. لازم به تذکر است که از دیرباز بافنده‌های هنرمند آذربایجان قالی‌های پیچ‌باف بسیار زیبایی (می)بافته‌اند.

پارچه‌های کتانی پیچ‌بافی در سوییس کشف شده که متعلق به 2000 سال پیش از میلاد است. بنابراین می‌توان گفت که در آن روزگاران از این گونه بافت استفاده می‌کرده‌اند. بقایایی از منسوجات پیچ‌باف کهن دیگری به دست آمده که در پرو، مصر و ایران بافته شده است. در اوایل قرن بیستم قالی‌شناسان به اشتباه گمان می‌کردند که این گونه بافت، منحصرا در شماخی انجام می‌شده است و این نظریه را نیز انتشار دادند. بدین ترتیب این بافت چنین نام‌گذاری شد. در حقیقت شیوه پیچ‌بافی نه تنها به طور گسترده در قفقاز و شمال‌غربی ایران به کار می‌رود بلکه میان بافنده‌های بختیاری، لری، بلوچ، قبایل آیماق و کردهای عراقی و بافنده‌های دیگر کشورها نیز متداول است. نام دیگری که به اشتباه به این گونه بافت اطلاق کرده‌اند، سماق است که در ایران نام نوعی چاشنی گیاهی برای غذا و همچنین نام منطقه‌ای در لرستان است اما بافنده‌ها هرگز این کلمه را در مورد پیچ‌بافی به کار نبرده‌اند.

این کتاب صفحه 55

کناره‌های عرضی گلیم یا «سرپلاس‌ها»

وجود قاب بالا و پایین گلیم، از نقش‌ها و حاشیه‌ها، در ساختار نقشه و زیبایی آن ضرورتی ندارد. اما در تشخیص کیفییت، قدمت و منشا گلیم می‌تواند راهنما باشد. پاره‌ای از گلیم‌ها سرپلاس ندارند، مخصوصا گلیم‌های جدیدی که نقش‌های آن کاملا مابین ریشه‌ها قرار گرفته است.

از آن جا که سرپلاس‌های گلیم جزیی از نقشه و طرح نیست، نوع بافت و رنگ آن با بافت و رنگ زمینه و حاشیه تفاوت دارد. به طور کلی سرپلاس‌ها را با بافت پود رو و با رنگی ساده یا یکدست می‌بافند. در آناتولی سرپلاس‌های باریک را با نقش‌های کوچکی به شیوه پود معلق تزئین می‌کنند که می‌تواند تقلیدی از نگاره‌های پراکنده بر سطح زمینه باشد.

این نوع آرایش سرپلاس‌ها از ویژگی‌های گلیم‌های یموت ترکمنی نیز هست، اما سرپلاس‌های بسیاری از گلیم‌های ایرانی بلندتر است به طولی که فاصله نقشه تا ریشه‌ها تا سی سانتی‌‌متر می‌رسد. در جنوب ایران سرپلاس‌ها را غالبا با نوارهای باریک پودهای اضافی تزئین می‌کنند. از ویژگی‌های دیگر گلیم‌های ایران و شمال افغانستان، بافتن سرپلاس‌ها به صورت نوار رنگی به تقلید از نقش‌های زمینه، اما کوچک‌تر با بافت چاک‌دار است.

همین کتاب ص59

ابرش (رگه‌دار شدن رنگ)

تغییر رنگ را در نقش‌های قالی که مربوط به طرح آن نیست، ابرش گویند. اگر دسته‌های کوچک نخ را سوا از هم رنگ کنند و در بافندگی به کار برند در اصطلا فرش‌بافان آن الیاف ابرش شده است. عوامل متعددی در رنگرزی از جمله مدت زمان و درجه حرارت رنگرزی منجر به ابرش شدن الیاف می شود. همچنین اگر هنگام فرو بردن نخ در رنگ، کلاف را محکم به هم پیچیده باشند رنگ به الیاف مرکز آن نفوذ نمی‌کند. ابرش نشانه کاستی‌های مهارت نیست بلکه به گلیم/بافته شخصیت و اصالت می‌بخشد و نشانگر منشا روستایی و عشایر دست‌بافته است. کوشش‌های عمدی در ایجاد ابرش همیشه موفقیت آمیز نیست و گاهی منجر به پیدایش خطوط راه‌راهی می‌شود که غالبا در گلیم‌های امروزی/دست‌بافته‌های امروزی دیده می‌شود و در اثر سهل‌انگاری در مرحله رنگرزی پدیده آمده است.

صفحه 38 کتاب گلیم

 

 

گلیم – آلستر هال، جوزه لوچیک ویووسکا- ترجمه نیلوفر الفت شایان و شیرین همایون فر- چاپ اول 1377 – نشر کارنگ – تهران

واژه گبه (قسمت 2)

وجود یک فرش گبه مانند در یک مینیاتور ایرانی مربوط به سال 835 ه نیز ممکن است بی ارتباط با موضوع سخن ما نباشد.در قسمت میانی این مینیاتور مکتبی به تصویر در آمده که در آن معلمی بر روی فرش شطرنجی_ شبیه برخی از گبه های امروزی_ نشسته است.

این فرش مسندی است که خود بر روی فرش بزرگتری گستره است. لازم به یادآوری است که مسند فرشی شاهانه است که معمولا جهت شاهان و یا مهمانان عالیقدر می گسترده اند. از انجا که صوفیه و شیوخ نیز مقامی والا داشته اند، چنین رسمی در مورد آنان نیز اعمال  می شده است.
علاوه بر عثمانی در کشمیر هم واژه گبه، واژه شناخته شده است و به نوعی فرش که هیچ ارتباطی باغ گبه ایران ندارد به نوعی تک دوزی سوزندوزی شده، اطلاق می شود.فرهنگ نویسان معاصر اکثرا کلمه گبه را به نوشته درآورده اند، اما به ماخذ خود و اینکه این واژه را از کجا برداشته اند، اشاره نکرده اند. دهخدا گبه را فرشی با پودهای بلند ذکر کرده که تعریفی بجاست. برخی از فرهنگ نویسان گبه را فرشی کلفت شمرده اند و آن را با خرسک یکی دانسته اند. برخی نیز کلمه خرسک را به عنوان شاخه ای از گبه های بختیاری رواج داده اند. امری که می بایست بر آن خط بطلان کشید. زیرا خرسک گبه نیست. ایرانیان به فرش کلفت و بد نقشه و ارازن خرسک می گویند. این گونه فرش ها در همه جا تولید می شود و هیچگونه ساختاری ندارد. در میان فرهنگ نویسان تنها معین است که خرسک را باز شناخته و آنرا ((فرش بد نقشه)) خوانده است .
فرش شناسان معاصر هم تلاش هایی در جهت تعریف گبه کرده اند. و برای پیدا کردن ریشه این واژه، راه های دور و درازی را پیموده اند. گاه آنرا به زبان عربی متصل کرده و همپای کلمه "قبیح" شمرده و زمانی هم از آن فراتر رفته و به واژه ((گایر))  (از کتاب اوستا) وصل کرده اند. و با معنی کردن قبیح به معنای معمولی و زشت و گایر به معنای حفاظ به نتایجی هم دست یافته اند.
هنوز هم بهترین تعریف برای واژه گبه همان تعریفی است که دهخدا کرده و آنرا فرشی با پوده بلند (پرزبلند) خوانده... البته بر این تعریف می باید، صفت های دیگری هم افزود. از جمله این صفت ها ساده گرایی و تقلیل، نقش هندسه و اعداد ویژگی های رنگ بندی است که در مقالات بعدی به آنها اشاره می کنیم.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

واژه گبه (قسمت 1)


مهلت ارسال مسابقه نقشه فرش دستباف تمديد شد

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی از تمدید مهلت فراخوان مسابقه طرح و نقشه فرش دستباف به میزبانی خراسان رضوی به عنوان استان معین منطقه شرق کشور خبر داد.

به گزارش روابط عمومی سازمان صنعت، معدن و تجارت خراسان رضوی، ناصر فخرموحدی هدف از برگزاری این مسابقه را که ویژه طراحان و نقاشان فرش دستباف در استان های خراسان رضوی، گلستان، خراسان جنوبی و خراسان شمالی خواهد بود، حفظ و ارتقای توانمندی های فرش دستباف ایرانی و ایجاد فضای مناسب به منظور ارائه خلاقیت و نوآوری های فعالان این حوزه بالاخص هنرمندان و طراحان جوان دانست. وی افزود: این مسابقه در دهه پایانی مهرماه سال جاری برگزار می شود و پس از بررسی طرح ها توسط هیئت داوران، ضمن تقدیر از برترین های طرح و نقشه فرش دستباف در منطقه شرق کشور، آثار دریافتی در نمایشگاهی به منظور بازدید عموم ارائه خواهد شد.

برخی اصطلاحات متداول درصنعت قالیبافی همدان

آریش : نخ تار ، چله ، ریشه

 ارقاج یا ارقج : نخ پود ضخیم

 اریش کش : کسی که کار چله کشی را انجام می دهد

 دارچرخان : کسی که فرش بافته شده را می گرداند

 اوستا (استاد) : کسی که کار کارگردانی را انجام می دهد.

 کوُجو : چوبی که برای جداسازی نخهای زیردار در تارها به کار می رود

 ( گُرد) پشت گرد- دال آقاجی : تخته باریکی که بالای کوجو بین تارهای زیرورو قرار می گیرد و کار آن 
جلو وعقب بردن تارهاست

 دار وکل (دارکول) : دستگاه دار قالی بافی

 قلاب : وسیله برای گره زدن و بریدن اضافات نخ پشمی

 قیچی : وسیله ای برای گرفتن پرزهای اضافی

 دفه – دفتین (کرکت) : وسیله ای برای کوبیدن ارقاج و پود نازک بر روی گره ها ( معمولاً دو نوع دفه سبک و سنگین استفاده می شود.)

 ایلمه : گره

 سیخ : وسیله ای برای کشیدن پود در بین تارها

 شانه : برای باز کردن پیچ نخهای پشمی بعد از گره زدن

 وینه (اورنگ): تکه ای از قالی که به عنوان نقشه مورد استفاده قرار گرفته و نقش آن در قالی در حال بافت تکرار می شود.

 سیخ- سیرکَ (کیه،سیرک): سفت و شل شدن قسمتهائی از قالی

 سره داشتن : افقی نبودن بالا و پائین قالی

 اهل شده ، باشِ دار شان : شانه داشتن ، کج بودن قالی از بندها

چاله پرکن : بافنده بهتری که قسمتهای بدون نقش را می بافد

 نقشه خوان : کسی که نقشه را برای سایر بافندگان می خواند

 گِلِنگ – رگ – رج : ردیفهای ایلمه در یک چارک (26 سانتی متر معادل ¼ رج)

 لوپیچ – قراق : ناحیه کناری فرش به تعداد 10 ایلمه که معمولا به رنگ زمینه فرش بافته می شود

 وره – گوه : تکه ای چوب که برای سفت کردن تارها در دار چوبی به کار می رود

 دست : بافتن یک ردیف گره در عرض قالی

 یک پو(پود) : قالی یک پود

 دوپو : قالی دو پود

 هردست پود : در هر ردیف یک پود مستقیم (ارقاج) و یک پود نازک عبور داده می شود

 خرسک : فرش ضخیم و بدون نقشة اصلاح شده

 پرداختچی : کسی که فرش تمام شده را پرداخت می کند

 میخ کشی – قالی سیخ کنی : مرحله ای ترمیمی در فرش که برای رفع جمع شدگی و سره فرش صورت می گیرد

نمونه قالیچه‌های غیر ایرانی

طرح ناواهو (ناواجو): ناواهو (ناواجو) نام قبیله‌ای سرخ‌پوست می‌باشد.

طرح ناواهو (ناواجو)

طرح لاما: لاما گونه‌ای شتر است که در مناطق کوهستانی آمریکای جنوبی (به خصوص در پرو) یافت می‌شود. سرخ‌پوستان این منطقه همانند عشایر ایران برای بافت قالیچه‌هایی نظیر گبه از محیط اطراف خود الهام می‌گیرند.

طرح لاما

طرح مار: این طرح به صورت تجرید یافته و به شکل حرف S ، در اکثر فرش‌های عشایری ایران نیز قابل مشاهده است که به گفته برخی از منابع، در اصل تجرید یافته طرح سواستیکا یا همان گردونه مهر (خورشید آریایی) می‌باشد.

طرح مار 

طرح معبد آزتک: آزتک نام یک از اقوام باستانی سرخ‌پوستان بوده است که دارای تمدن پیشرفته‌ای در زمان خود بوده‌اند.

طرح معبد آزتک 

زین- پتوی ناواهو (ناواجو): همان‌طور که پیش‌تر نیز گفته شد، ناواهو (ناواجو) نام قومی از اقوام سرخ‌پوست است.

 زین- پتوی ناواهو (ناواجو) 

قالیچه کروگبراگد (Krokg‌‌‌bragd): کروگبراگد، نام منطقه‌ای در نروژ می‌باشد. 

قالیچه کروگبراگد 

دكان رنگرزی در مشهد

دکان رنگرزی در مشهد
  • منبع: سفرنامه دالمانی، جلد اول، صفحه ۸۸

واژگان فرش

سرترنج: معمولاً در ابتدا و انتهای طرح ترنج قالبی به همراه اجزا طرح کشیده می‌شود که اصطلاحاً به آنها سرترنج می‌گویند.

ترنج: به بخش مرکزی فرش که معمولاً مدور یا بیضی شکل است ترنج گفته می‌شود.

زمینه: بخشی است در میان فرش که گلها و اجزا طرح بر روی آن نقش بسته‌اند و اغلب در رنگهای لاکی، کرم و سرمه‌ای انتخاب می‌شود.

حاشیه: معمولاً به دو شکل باریک و پهن اطراف طرح مرکزی فرش را می‌پوشاند و وجود یک حاشیه پهن در میان حاشیه‌های باریک باعث می‌شود تا تعداد آنها فرد باشد.

دار: به دستگاه قالیبافی که از چوب یا فلز تهیه شده باشد اصطلاحاً دار گفته می‌شود که اجزا آن عبارتند از سردار زیردار و راست روها. دارها بسته به نحوه قرار گرفتن بر روی زمین به انوع زیر تقسیم می‌شوند:

الف) دارهای افقی: دارهایی هستند که به موازات سطح زمین نصب می‌شوند و بافنده برای بافت بایستی روی آن بنشیند لذا عوارض حادی در انحنای ستون فقرات و شکل لگن خاصره ایجاد می‌شود. دارهای افقی مورد استفاده در خانواده‌های کوچ‌نشین فاقد راست‌روها می‌باشند تا عمل نصب و حمل و نقل به سهولت انجام شود.

ب) دارهای عمودی: معمولاً در کنار دیوار نصب می گردند و به دو صورت گردان و ثابت تقسیم بندی می شوند.

ابزار بافت: به وسایلی که برای بافت فرش مورد استفاده قرار می‌گیرند گفته می‌شود که اهم آنها عبارتند از: دفتین، چاقو، بر پاکی، سیخ و ...

پود رو ( پود نازک): در این نوع بایستی از تعداد لاها و تاب بیشتری استفاده شود تا پود ضمن نازک بودن از استحکام لازم نیز برخوردار باشد پود نازک از بالای ضربدری عبور داده می‌شود و پس از دور زدن چله‌های زیر و رو بر روی پود زیر به شکل زیگزاگ قرار می‌گیرد.

پود زیر (پود ضخیم): در این نوع پود که نخ ها در یک جهت تابیده می‌شوند هر چه تعداد لاهای نخ و مقدار تاب آن کمتر باشد بهتر است پود زیر ضخیم تر می‌باشد و از زیر ضربدری چله‌های فرش به طور مستقیم عبور داد می‌شود.

پود: پودها نیز معمولاً از جنس پنبه می‌باشند و به صورت افقی در بافت فرش استفاده می‌شوند و وظیفه آن نگهداری چله‌ها در کنار یکدیگر می‌باشد پودها را معمولاً به جهت رویت بهتر (در لابه لای چله‌ها) و رفع جمع‌شدگی رنگ می‌کنند که این رنگرزی نیز به دلیل مقرون به صرف بودن و آسانتر بودن با نیل صورت می‌پذیرد. پودها بسته به محل عبور آنها از بالا یا زیر ضربدری و یا ضخامت آنها به انواع زیر تقسیم می‌شوند.

سه لا گرد (سه لا سه گرد): در مناطقی مانند کاشان و اصفهان و ... به منظور ایجاد استحکام در چله‌ها ابتدا نخهای نازک چله را در سه گروه و در جهت عقربه‌های ساعت (S) تاب می‌دهند سپس این سه گروه را روی هم گذاشته و به منظور باز نشدن تاب اولیه در جهت عکس عقربه‌های ساعت (Z) می‌تابند. بدیهی است هر چه تعداد لاها و تاب نخ بیشتر شود استحکام نخ نیز بیشتر می‌شود.

کمانه: چوب یا قطعه‌ای لوله‌ای شکل است که محل چله‌های زیر و رو را در فرش تغییر می‌دهد و باعث می‌شود تا یک ردیف ضربدری در چند سانتیمتری دم بافت به وجود آید.

چله کشی: به نصب تار بر روی دار جهت بافت فرش به صورتی که تار‌ها یک در میان زیر و رو باشند چله‌کشی می‌گویند چله‌های زیر در پشت فرش قرار گرفته و توسط بدنه‌های پرز پوشانده می‌شوند و چله‌های رو نیز در داخل فرش قرار می‌گیرند عمل چله‌کشی به سه روش فارسی و‌آذری و یا تلفیقی انجام می‌شود.

طول پرز: به ارتفاع پرزهای فرش گفته می‌شود.

ریشه: به پایه و اساس هر چیزی ریشه گویند که در فرش پایه و اساس را جفت چله‌ها (یک چله زیر و یک چله رو) یعنی همان ریشه‌ها انجام می‌دهند. بدیهی است که اگر ریشه‌های فرش (جفت چله‌ها) را از ساختمان فرش خارج کنیم آن فرش کاملاً از هم گسیخته می‌شود و این ریشه‌ها هستند که پس از نصب بر روی دار امکان بافت را میسر ساخته و ابعاد و رجشمار فرش را مشخص می‌نمایند.

رجشمار: به تعداد رج های بافته شده (یا گره‌های زده شده) در یک گره ذرعی رجشمار می‌گویند. اندازه گره ذرعی بستگی به سبک بافت فرش (آذری یا فارسی) دارد.

رج: به ردیف طولی و عرضی گره‌ها رج می‌گویند.

گره ذرعی: به 16/1 ذرع و یا به 4/1 چارک گره ذرعی می‌گویند که در مناطق فارسی‌باف 5/6 سانتیمتر و در مناطق آذری‌باف 7 سانتیمتر است.

چارک: به 4/1 ذرع، چارک گفته می‌شود که در مناطق فارسی‌باف 26 سانتیمتر است و در مناطق آذری‌باف 28 سانتیمتر است.

ذرع: واحد اندازه‌گیری طول فرش از قدیم می‌باشد که در مناطق فارسی‌باف معادل 104 سانتیمتر و در مناطق کرمانی‌باف 108 سانتیمتر و در مناطق آذری‌باف 112 سانتیمتر است.

گره‌زدن: به تاباندن خامه‌های پشمی یا ابریشمی به دور چله‌های فرش در حین بافت گره زدن می‌گویند.

تار (چله): نخ هایی هستند نازک، چند لا شده و پرتاب که معمولاً از جنس پنبه بوده و برای بافت فرش بایستی بر روی دار بطور عمودی نصب گردند و وظیفه آن نگهداری گره‌های فرش می‌باشند. جنس چله‌ها برای فرشهای ریزبافت به منظور برخورداری از استحکام لازم، ابریشمی انتخاب می‌شوند و در فرشهای بافت مناطق عشایری و روستایی جنس چله‌ها را به جهت مقاومت بیشتر در برابر سرما و رطوبت و همچنین ایجاد نرمی و انعطاف لازم در فرش که برای کوچ کردن امری ضروری است از پشم انتخاب می‌نمایند.

نمره: به تعداد کلاف های {HANK) 840 یاردی (یک یارد = 44/91 سانتیمتر) نخ پنبه‌ای یک لا در یک پوند (یک پوند = 59/453 گرم) می‌گویند و معمول} نمره نخ یک لای پنبه‌ای مورد استفاده در قالیبافی 5، 10، 20 و بعضاً 40 می‌باشد.

پنبه: الیاف سلولزی است که از غوزه گیاه پنبه به دست می‌آید و بر اثر سوختن بوی کاغذ سوخته از خود متصاعد می‌نماید و پس از دور شدن از آتش خاموش می‌شود و خاکستری نرم و پودر مانند باقی می‌گذارد.

دنیر: واحد اندازه‌گیری ضخامت الیاف ابریشم است و به وزن 9000 متر لیف ابریشمی بر حسب گرم گفته می‌شود لذا برعکس عدد متریک هر چه عدد دنیر بیشتر شود لیف ابریشمی ضخیم تر می‌گردد. دنیر 60 الی 160 در قالیبافی مصرف دارد و ظریفتر از آن (کمتر از دنیر 60) را در پارچه‌بافی استفاده می‌نمایند.

ابریشم: الیاف بسیار بلند پروتئینی هستند که کرم ابریشم برای تولید پیله در اطراف خود ترشح می‌کند.

متریک: واحد اندازه‌گیری ضخامت خامه پشمی مورد مصرف در قالیبافی است. به عدد طولی خامه پشمی یک لا بر حسب متر که وزن آن یک گرم باشد می‌گویند لذا هر چه عدد متریک بیشتر بشود خامه پشمی یک لا ظریف‌تر می‌گردد. متداولترین اعداد متریک در خامه‌ها 3 الی 10 می‌باشند.

خامه: اصطلاحاً در هنر فرشبافی به نخ پشمی مورد استفاده برای پرزهای فرش است که به صورت دو لا تهیه می‌شود خامه گفته می‌شود.

پشم بهاره: پشمی است که طی روزهای آخر زمستان یا اول بهار، قبل از بارش اولین باران بهاری بر روی گوسفندان چیده شده باشد که بخاطر داشتن لطافت و طول زیاد و نداشتن خار و خاشاک از پشم پاییزه مرغوب تر است.

کرک: الیاف ظریف لابلای موی بز یا شتر است و لیکن در فرش، به الیاف ظریف و بلند پشمی (مانند پشم های گوسفندان نژاد مرینوس در استرالیا و یا بلوچ) کرک گفته می‌شود.

پشم: لیف پروتئینی و مجعد است که روی پوست گوسفندان می‌روید و بر اثر سوختن بویی مشابه بوی موی سوخته از خود متصاعد می‌نماید و پس از دور کردن شعله خاموش می‌شود و خاکستری نرم و پودر مانند باقی می‌گذارد.

فرش: کلمه‌ای است عربی و به هر آنچه که گستردنی باشد گفته می‌شود معادل فارسی آن قالی، قالیچه و ... می‌باشد.

کارگاه رنگرزی در اصفهان

آماده سازی جهت رنگرزی

آماده سازی جهت رنگرزی

آماده کردن محلول رنگ در کارگاه رنگرزی

آماده کردن محلول رنگ در کارگاه رنگرزی

ریختن محلول رنگ در ظرف مخصوص جهت رنگ آمیزی نخ ها در کارگاه رنگرزی

ریختن محلول رنگ در ظرف مخصوص جهت رنگ آمیزی نخ ها در کارگاه رنگرزی

شستشوی نخ آغشته به رنگ در کارگاه رنگرزی

شستشوی نخ آغشته به رنگ در کارگاه رنگرزی

دستگاه خشک کن نخ رنگ شده در کارگاه رنگرزی

دستگاه خشک کن نخ رنگ شده در کارگاه رنگرزی

انتقال نخ ها پس از رنگ آمیزی و خشک شدن به محل مناسب

انتقال نخ ها پس از رنگ آمیزی و خشک شدن به محل مناسب

نخ پس از مراحل رنگ آميزی توسط رنگرز در ترازو وزن کشی می شود

نخ پس از مراحل رنگ آميزی توسط رنگرز در ترازو وزن کشی می شود

نخ های رنگ شده در کارگاه رنگرزی آماده جهت عرضه به بازار مصرف

نخ های رنگ شده در کارگاه رنگرزی آماده جهت عرضه به بازار مصرف

تاریخچه گلیم (بخش2)


فرهنگ بی مانند گلیم بافی در حقیقت پاسخی است به نیازهای اولیه ی روستاییان و کوچندگان که در جست و جوی دست یابی به چادری خشک ، خیمه هایی مفروش و وسایل خواب گرم تر بوده اند.

آن چه را که امروزه به عنوان گلیم می شناسیم دست آوردی است که در اثر سده ها کار مشقت بار در پای دارهای بافندگی ساده ی روستایی و ایلیاتی پدید آمده است.

در این کتاب به ویژه از بافندگان و هنرمندان طوایف و قبایل مختلفی یاد می شود که وجه مشترک بسیاری از آن ها دین اسلام است.

بافت گلیم بسیار پیش از ظهور حضرت محمد (ص) رایج بوده اما اسلام گویی ذوق سلیم صحرانشینان ، روستاییان و بومیان سرزمین های مختلف را در بافت گلیم به گونه ای حیرت انگیزی تلطیف نموده ، موجب خلاقیت هنری و شکوفایی فنی بیش تری شده است. اسلام با سنت ها و فنون کهن ما قبل خویش ترکیب شد و در نقش ها و رنگ های دست بافت های کهن چنان اثری روحانی به جای گذارد که شما پس از آشنایی با نمونه های بسیار برجسته ای از آنها حقیقت این اضهار نظر را حس خواهید کرد.

دست بافت هایی که در این کتاب معرفی می شود از سلیقه ها و گرایش های اشراف دربارهای صفوی ، عثمانی و ممالیک تاثیر اندکی گرفته و یا وجود شهرتی که این حکومت ها در تحمیل عقایدشان دارند جز در مواردی به خصوص تاثیر چندانی بر روی بافندگان این آثار نداشته اند. این بافته ها حاصل اندوخته های خیال و ماحصل تبحر فنی مردمانی است که زندگی محقر و شرایط بسیار نامطلوب داشته اند.

منبع : کتاب تاریخچه ، طرح ، بافت و شناسایی گلیم

اصطلاحات در گلیم


Abrash ، ابرش: تغيير در درجه‌ي رنگ در يك گليم
Afshar ، افشار: نام ايلي در ايران
Aimaq ، ايماق: نام ايلي در آسياي مركزي.
Alizarin ، اليزارين: ماده‌ي رنگي اصلي كه از روناس مي‌گيرند.
Alum ، آلومسولفات پتاسيم آلومينيم كه به عنوان ثابت كننده‌ي رنگ به كار مي‌رود.
Aniline ، آنيلين: رنگي شيميايي كه از قير ذغال سنگ گرفته مي‌شود.
Arabi ، عربي: ايلي با اصليت عربي يا نام نژادي از گوسفند.

ادامه نوشته