مصاحبه : آرزو پایدارفرد با استاد ابراهیم میرزایی - کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف  






مصاحبه : آرزو پایدارفرد با استاد ابراهیم میرزایی کارشناس ارشد هنر اسلامی، هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه بیرجند- کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف استاد عبدالله میرزایی بیش از 40 سال در زمینه¬ی طراحی و رنگ فرش دستباف سابقه دارند. آغاز فعالیت ایشان در سن بسیار کم و 10، 11 سالگی بوده است. از استادان آقای میرزایی، استاد احمد ارچنگ، استاد جعفر رشتیان، استاد حاج عباس کرباسیان، استاد مهدی یی را می¬توان نام برد استاد میرزایی بیش از4 سال است که با دانشگاه هنر اصفهان همکاری دارند و «کارگاه رنگ و نقطه فرش» را برای دانشجویان رشته فرش تدریس می-کنند.«رنگ و نقطه¬ی نقشه¬ی فرش» از دروس کارگاهی مقطع کارشناسی رشته فرش است که با هدف آشنایی دانشجویان فرش با رنگ‌هاي کاربردی و سنتی فرش و .چگونگی رنگ و نقطه كردن طرح‌هاي فرش در 2 واحد 4ساعته ارائه میگردد. نقشه ای که استاد در حال نقطه کردن آن بودند بنابر گفته¬ی ایشان، طرح قاجار است البته برگرفته از طبیعت و قاجار است در ابعاد پرده¬ای، حاشیه فرش کتیبه¬ای و طرح گچبری کارشده است مصاحبه : آرزو پایدارفرد با استاد ابراهیم میرزایی - کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف


مصاحبه : آرزو پایدارفرد 
با استاد ابراهیم میرزایی کارشناس ارشد هنر اسلامی، هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه بیرجند- کارگاه رنگ و نقطه فرش دستباف


استاد عبدالله میرزایی بیش از 40 سال در زمینه¬ی طراحی و رنگ فرش دستباف سابقه دارند.
آغاز فعالیت ایشان در سن بسیار کم و 10، 11 سالگی بوده است. از استادان آقای میرزایی، استاد احمد ارچنگ، استاد جعفر رشتیان، استاد حاج عباس کرباسیان، استاد مهدی¬یی را می¬توان نام برد.
استاد میرزایی بیش از4 سال است که با دانشگاه هنر اصفهان همکاری دارند و «کارگاه رنگ و نقطه فرش» را برای دانشجویان رشته فرش تدریس می-کنند.«رنگ و نقطه¬ی نقشه¬ی فرش» از دروس کارگاهی مقطع کارشناسی رشته فرش است که با هدف آشنایی دانشجویان فرش با رنگ‌هاي کاربردی و سنتی فرش و .چگونگی رنگ و نقطه كردن طرح‌هاي فرش در 2 واحد 4ساعته ارائه میگردد. نقشه ای که استاد در حال نقطه کردن آن بودند بنابر گفته¬ی ایشان، طرح قاجار است البته برگرفته از طبیعت و قاجار است در ابعاد پرده¬ای، حاشیه فرش کتیبه¬ای و طرح گچبری کارشده است
منظور از گچبری، طرح گچبری است یا از نظر رنگی، فرش ملهم از گچبری است؟
استاد: در طرح گچبری رنگ¬ها متناسب با طبیعت تغییر می¬کند. نسبت به متن رنگ ها محدودتر و نزدیک به هم هستند.
استاد می¬فرمایند: طرح قاجار، رنگ¬های سنتی خود را داراست البته برای این طرح در فرش از ترکیب¬های جدید رنگی نیز استفاده می¬شود که در چهارچوب رنگ¬های شناخته شده¬ی فرش است. ما در نقشه¬کشی فرش، اصالت طرح و رنگ قاجار را حفظ می¬کنیم و اگر بخواهیم دقیقا همان طرح و رنگ¬های فرش یا بناهای تاریخی قاجاریه را استفاده کنیم به تکرار و تقلید می¬افتیم و طرح¬ها کلیشه ای می¬شوند. ما در همان چهارچوب، دست به ترکیب نقش،رنگ برای ایجاد نو¬آوری می¬زنیم.
تاثیر کاشی¬کاری نیز در طرح و رنگ فرش قاجار دیده می شود؟ 
استاد : بله همان رنگ های زمان قاجار چون صورتی و ارغوانی ها و همان رنگ هایی است که در طبیعت در گل ها و گیاهان دیده می¬شود. مثلا اگر در طرح، گلِ رز کاربرد داشته، نمونه¬ی همان رنگ از طبیعت، ساخته می-شود مثل قرمز، صورتی سیر و روشن، لیمویی و طلایی؛ گل رز سفید و مشکی هم داریم که در رنگ¬آمیزی¬ها دیده می شود. که به این گل¬های طبیعت گرایانه، گل قاجاری یا گل لندنی و بیشتر گل فرنگ گفته می¬شود. چرا که چه از لحاظ رنگ¬آمیز و چه طرح نزدیک به نمونه¬ی طبیعی است. - بازار کدام رنگ¬ها بهتر است

قاجاریه با الگوهای طبیعت گرایانه و گل فرنگ با تنوع رنگی بالا یا دوره-های قبل از قاجار مثلا طرح و رنگ¬های صفویه با رنگ¬های خاص خودش؟ 
استاد : نمی¬توانیم بگوییم که صفویه بهتر از زندیه و قاجاریه است یا بالعکس. مهم ارائه دادن کار خوب است معمولا زمانی که کار خوبی به سبک صفویه انجام شود اینطور تصور می¬شود که سبک صفویه در رنگ خوب است در حالی¬که وقتی طرح و رنگ خوب و نو و اصولی ارائه شود چه صفویه و قاجاریه یا هر دوره و سبکی دیگر باشد مورد توجه بازار و مشتریان خاص خود خواهد بود.

رنگهای رنگ¬آمیز فرش چه رنگ¬هایی هستند؟ 
استاد : رنگ هایی هستند با خاصیت معدنی که تبدیل به پودر می شوند. برخی از این رنگ¬ها به دلیل کاربرد و قدرت رنگی، رنگ¬های مادر یا اصلی هستند چون لاجورد، شنجرف(لاکی)، سینکا، اُخرا، گِل ماشی و سُرنج که با این رنگ¬های اصلی انواع ترکیب های متنوع به¬دست می-آید چون درجه رنگ¬های سبز ساقه¬ای روشن و سیر، سبز مینایی و ... . از جوهر رنگ هم برای برخی رنگ¬ها مثل سبز یا مشکی استفاده می¬شود. گاهی از رنگ¬های صنعتی هم که امروزه گاه مرسوم شده استفاده می¬شود.
معمولا فرش اصفهان چه حداقل یا حداکثر رنگی امروزه دارد؟ استاد : حداقل حدود 11 و 12 رنگ ولی حداکثر تا 70 ، 80 رنگ می¬رسد مخصوصا در مورد طرح¬های با ظرافت و پُرکار از نظر فضاسازی چون شکارگاه و نگارگری.

لطفا در مورد آبی¬ها در فرش اصفهان، که از رنگ-های خاص و پرکاربرد در فرش این منطقه است، توضیحاتی بدهید؟
استاد : می¬توانم به آبی فیروزه¬ای سیر و روشن، آبی خیلی روشن که به آبی ماسی معروف است، اشاره کنم. آبی¬های خیلی تیره نیز در فرش اصفهان داریم که سورمه-ای¬ها هستند و با پودر سینکا(رنگ سفید) تونالیته ایجاد می¬کنند. فیروزه¬ای مسجدی، فیروزه¬ای دریایی و فواصل این تنالیته¬ها به شکلی هستند که بافنده در انتخاب نخ دچار اشتباه نمی¬شوند یعنی خیلی تنالیته¬ها نزدیک به هم نیستند.

تفاوت رنگی که برای رنگ کردن متن و گل¬ها در نقشه استفاده می¬شود¬ با رنگِ مورد استفاده برای نقطه کردن چیست؟
استاد : برای رنگ گل¬ و برگها و زمینه، بَست رنگ باید کم باشد ولی رنگ نقطه پرمایه¬تر و غلیظ¬تر است. در رنگ¬های با غلظت بالا کمی شکر برای جلوگیری از ترک-خوردگی به رنگ اضافه می¬شود. صمغ(عربی) نیز برای چسبندگی بیشتر رنگدانه¬ها و رنگ روی کاغذ کاربرد دارد. برای یک کاسه رنگ دو سه قطره صمغ کفایت می-کند. در پایانِ رنگ¬گذاری و نقطه¬کردن، روی کار روغن جلا می خورد تا این تخته نقشه چند بار قابلیت بافت داشته باشد چرا که روغن جلا علاوه بر ایجاد شفافیت و براق کردن رنگ¬های تخته نقشه، باعث محافظت نقشه در برابر سرما و آب و ... می¬شود و به مرور هم با کشیدن یک دستمال خیس دوباره جلای خود را به¬دست خواهد آورد. 

نظر شما در مورد استفاده از نرم¬افزارهای طراحی و رنگ¬گذاری فرش چیست که در بین دانشجویان فرش با استقبال مواجه شده و در عین حال محدودیت¬های زمانی را کم کرده، یعنی در زمان بسیار کم می¬توانیم از یک طرح کاتالوگ رنگی متنوع و کاملی داشته باشیم؟ 
استاد : هیچوقت کار کامپیوتری نمی¬تواند کار دست را بگیرد. من تکنولوژی را رد نمی¬کنم ولی واگذاری صد در صد کار دست به نرم افزار نیز اصلا قابل قبول نیست. مشاهده می¬کنید من در کارگاهم کامپیوتر دارم و بسیار خودم و پسرم از امکانات نرم افزارهای مختلف کمک می گیریم اما به دید یک ابزار به آن نگاه می¬کنم نه هنر. معمولا کارهای کامپیوتری که در بیرون انجام می¬شود و تعدادی هستند متاسفانه اثر را خراب می¬کند چون بدون شناخت و دانستن اصول طراحی فرش و حتی سبک¬های فرش تنها با تقسیم فرش به عناصر و جابه¬جایی و چرخاندن و کوچک و بزرک کردن نقشمایه¬ها صرفا جهت زیبایی علاوه بر اینکه اصالت طرح را از بین می¬برند اکثر طرح¬های کامپیوتری شبیه هم شده است که هر دو مورد از معظلات هنر فرش ایرانی است. متاسفانه از روی نا آگاهی و به دلیل قیمت مناسب، استقبال هم می¬شود. مثلا ترنج طرح بنده با لچک طرح استاد بزرگی مثل ارچنگ و ... را با هم ترکیب می¬کنند و با تغییراتی که صرفا جهت زیبایی است و نمی¬شود آن¬را طراحی فرش ایرانی نامید به بازار عرضه می¬کنند. اما هنوز بنده مشتری های خودم را دارم که ارزش کار دست را درک می کنند و سفارش¬های خوبی هم دارم.

استاد : بنده معتقدم بخشی از کار دست به ذهن و روح هنرمند بر می¬گردد. روح هنرمند در اثر، جریان دارد و انتقال این جریان با نرم افزار امکان پذیر نیست. عشق ایمان باور و ... مفاهیم عمیقی هستند که همواره پشتوانه¬ی محکمی برای هنرهای سنتی ما بودند که بواسطه استفاده نادرست از تکنولوژی از بین خواهند رفت و وقتی این پشتوانه¬ها نباشد، مطمئنا نسل حاضر و دانشجویان ما هیچ دوستی و انس با هنرهای دستی و روش حفظ آنها نخواهند داشت.

چگونه می¬توان در بین دانشجویان فرش با دروسی چون طراحی و رنگ و نقطه، علاقه و انگیزه ایجاد کرد؟ 
استاد : بنده در دانشجویانم علاقه ایجاد کردم چون کاری که به دانشجو می¬دهم یک طرح بسیار عالی است و پیشنهاد رنگی هم که به دانشجو می¬دهم، رنگ¬های بسیار پر جاذبه است. همواره دانشجویان می گویند که سر کارگاه شما خسته نمی¬شویم. از دانشجویان خرده و ایراد نمی گیرم. به دانشجویان دلداری می¬دهم چرا که با بازدید از بازار گاهی با نظرات نامناسبی از سوی بازاریان مواجه می شوند که مثلا این رنگ¬ها مرده است و انگیزه شان کم می شود اما من واقعیت را به آنها می¬گویم که اگر با تلاش در رشته و حرفه خود فعالیت کنید مطمئنا یک طراح، بافنده و یا یک تولید کننده¬ی موفق خواهید بود اما اگر صرفا فکر شما تجاری باشد بدانید که خیلی¬ها تا به حال دنبال سود اقتصادی بودند و طرح های انبوه تولید کردند و تکرار زیاد این طرح¬ها، ارزش طرح و رنگ را از بین برده است در مواردی.

مراحل آموزش رنگ و نقطه فرش به چه شکل است؟ کارگاه رنگ و نقطه¬ی فرش چگونه توسط شما مدیریت می شود؟ 
استاد : ابتدا شرحی درباره¬ی رنگ¬های سنتی فرش داده می¬شود. سپس طرح¬های خوب در اختیار دانشجویان قرار می¬گیرد و یا طرح های خودشان را نقطه می¬کنند. نقطه کردن یا خفت ورچین کردن ابتدایی برای بدست آوردن مهارت و رفع اشکالات طراحی با مداد است در حالی¬که نقطه کردن نهایی با قلم مو ست و نیاز به مهارت بالایی دارد. رنگ و نقطه با نرم¬افزارهای طراحی نقشه فرش هم برای دانشجویان خوب است خوبه ما دانشجویان را تشویق می کنیم که کار با این نرم¬افزارها را نیز یاد بگیرند اما سیستم یک ابزار است در دست هنرمند نه اینکه هنرمند در خدمت انواع و اقسام نرم افزارها باشد.

نظر شما در مورد تفاوت قیمت فرش دستباف و ماشینی چیست؟
استاد : ارزان بودن فرش بد هست و اینکه یک دانشجو نمی¬تواند برای شروع زندگی¬اش یک فرش دستباف خریداری کند بسیار بدتر. نگاه امروز به فرش، نگاه صنعتی است که از لحاظ تنوع و قیمت، فرش ماشینی متنوع تر و ارزان تر است ولی مضرات خود را هم داراست؛ ترکیبات مصنوعی، سُرب داشتن و حتی شیوه¬های سفیدبافی و چاپ در فرش ماشینی از معایب بزرگ است. پیشنهاد می¬کنم اگر قدرت خرید فرش دستباف برای جوان¬ها وجود ندارد از بافت¬هایی مثل گبه استفاده کنند. دانشجویان فرش بهترین کمکی که به خود و جامعه می توانند بکنند این است که فرش نیاز خود را، خودشان تولید کنند.

اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فرش را در ایران چگونه می بینید؟ آیا رشته¬ی دانشگاهی فرش به اجتماع فرش کشور کمک کرده است؟ 
استاد : تا 30 – 40 سال گذسته تولید فرش بصورت تفننی بود و به تعداد انگشت دست تولید کننده متعهد و خوب داشتیم بنابراین فرش مقام اول جهانی داشت. اما بعد از انقلاب و با شروع جنگ، بازار کاذب برای فرش بوجود آمد و کسانی وارد این کار شدند که تنها دنبال سود اقتصادی بودند و خیلی ها حتی شغل خودشان را رها کردند و به دید تجارت به فرش نگاه کردند... از طرفی فقر و نداری در طبقه¬ی بافندگان و نبود سیاست-گذاری¬های درست باعث بوجود آمدن واسطه¬ یا دلالانی در فرش شد که نه سود را بافنده می برد و نه استاد کار فرش. بنده هم ناچارم به همان دلال، فرشم را بفروشم که سود اصلی را نه من می¬برم و نه بافنده. 

نقشه فرش¬هایی داشتید که از آنها غیرقانونی کپی¬برداری شود؟ راهکار مناسب برای جلوگیری از این قبیل مشکلات در هنر طراحی فرش چیست؟ 
استاد : بله بوده¬اند اما در حال حاضر مرکز ملی فرش، نقشه¬ی فرش را ثبت می¬کند و این خیلی ارزش دارد. کارها شناسنامه دار می¬شود و پیگرد قانونی دارد. فقط طراحان و بافندگان باید به مرکز و شرکت سهامی فرش مراجعه کنند و اقدامات لازم را جهت شناسنامه دار کردن طرح خود انجام دهند.
باتشکر از استاد گرامی جناب آقای میرزایی



منبع:
http://www.persiancarpetassociation.com

فرش معيوب ؟ (بخش اول)

شايد برای کلمه عيب درعرصه فرش نتوان مصداق واحدی تعريف نمود ؛ چرا که برای اين کلمه با توجه به عوامل گوناگونی از قبيل زمان ؛ مکان ؛انواع فرش ؛ ذهنيت افراد وغيره ؛ تعابير و مصاديق مختلفی را می توان يافت که هر کدام به نوبه خود ؛ از منظر علمی و عرفی قابل تامل و بررسی است.و به عبارت ديگر دايره مبحث عيب در عرصه فرش بسيار وسيع و گسترده تراز آنيست که يکنفر آنهم در نوشتاری مختصر از عهده بررسی همه جانبه و کارشناسانه آن برآيد ؛ آنگونه که تاکنون چنين بوده .

لذا با اذعان به بضاعت اندک علمی و تجربی خويش؛ با اميد به سعه صدر و اغماض پيش کسوتان و چشم انتظار تذکر و همراهی دوستان ؛ ماحصل چندين سال تحقيق علمی و تجربه عملی را در اين باب به طور مجمل و گذرا در قالب نوشتار ذيل عرضه می دارم .

البته بديهی است شرح وبسط کا مل تمامی عوامل دخيل درعيب فرش و ورود در تمامی نکات جزئی اين مطلب با توجه به گستردگی جغرافيائی و مقاطع مختلف زمانی و عوامل گوناگون محيطی ؛ از قصد و حوصله اين نوشتار خارج و البته چندان لازم هم بنظر نمی رسد ؛ لذا ذيلا به نکات مهم و عمومی مبحث عيب در عرصه فرش بسنده نموده ؛ که اميد است مبداء اثر و منشاء ثمری باشد .

تحقيق و نگارش از: سعيد رونقيان تبريزی

ادامه نوشته

ببخشید رشته شما چیه؟

تأملاتی اندر مصائب دانشجویان و دانش آموختگان فرش کشور بعد از دو دهه.

روز گذشته در جمعی بودم که به خاطر تازه وارد بودنم به آن جمع لازم بود خودم را معرفی مختصری کنم. طبق معمول از خودم و خانواده و کارهایی که انجام داده بودم و قرار بود انجام بدم و تحصیلات و ... گفتم. میان صحبتم یکی از مستمعین پرسید ببخشید رشته شما چی بود؟ گفتم فرش. صحبت ادامه پیدا کرد و تا یه جورایی معرفی بنده برای حاضران به اتمام رسید.

فرد دیگری در جمع دوباره پرسید ببخشید گفتید رشتتون چیه؟ من که فکر کردم شاید گنگ گفته ام دوباره گفتم خدمتتون که عرض کردم طراحی فرش. با حالتی که گویا متوجه نشده باشد دوباره گفت یعنی چی؟ طرح فرش می کشید؟ برای فرش ماشینی کار می کنید؟ من گفتم نه فرش دستباف. برای فرش دستباف طراحی می کنیم. ادامه دادم ما در دانشگاه با اصول و مبانی طرح و نقش و رنگ فرش دستباف به صورت تخصصی آشنا می شویم و سایر دروس مرتبط با فرش دستباف را به صورت پایه یاد میگیریم.

بنده خدا فردی که سوال را پرسیده بود چهره اش طوری شده که گویا بهش گفته ام ایران قهرمان جام جهانی فوتبال شده است! بسیار متحیر سایر جمع را نگاه کرد و گفت به حق چیزای نشنیده! جمع هم که گویا تا آن موقع تو رودربایستی چیزی از رشته ام نپرسیده بودند آن ها هم هیچ نمی دانستند و کاملاً مشتاق بودند ببینند این رشته فرش عجب موجودی است. چند دقیقه سکوت و بعد از مدتی همان بنده خدا با حالتی طنز گونه از من پرسید خوب حالا بعدش چکار می کنید؟! من که دیدم تصویر مخاطبم از فرش دستباف چیزی دگرگون از آن چیزی است که من می دانم توضیحاتی برایش دادم. ولی خوب می دانستم که او الان به هیچ وجه نخواهد پذیرفت که فرش دستباف نیاز به آموزش آکادمیک دارد و در دانشگاه ها تدریس می شود. البته برای اینکه به فکر سلامتی آن بنده خدا بودم نگفتم که بنده از اول مهرماه دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی فرش خواهم شد چون بعید نبود ایشان از شدت تعجب سکته کند!

نکته جالب این که این بزرگوار فردی تحصیل کرده و دانشگاه رفته بود و در آن جمع تحصیل افراد تحصیل کرده کم نبودند. با این حال با مقوله رشته فرش به شدت بیگانه بودند و برایشان گویی چنین رشته ای در دانشگاه مسخره بود.

وقتی بخواهیم اندر این موضوع و ذهنیت جامعه ای که رشته تحصیلی را صرفاً پزشکی یا مهندسی می داند و هنر و هنرمند را تنها نقاشی و فلان هنرپیشه سینما می داند اندکی دقیق شویم می توانیم دلیل این نگرش به رشته فرش را در یکی دو مسئله بیابیم. یکی اینکه فرش در ذهن جامعه ما حرفه ای پست تلقی می شود که این حرفه پست جایی در دانشگاه ندارد و همین مسئله تعجب آن ها را بر می انگیزد. نکته دیگر این است که آن هایی هم که فرش را تا حدودی می شناسند و نسبت به ابعاد آن آشنا هستند، اینطور پیش خود می گویند که خوب در دانشگاه به این ها چه چیزی یاد می دهند؟ مگر فرشبافی چیست؟ چه کار مشکلی است؟ بعد مثال می آورند که مثلاً کبری خانم یا اکبر آقا مگه دانشگاه رفتند؟! اونها خیلی هم خوب می بافتند و فرش هاشونو رو هوا می بردند! بعد هم مسئله را کشش میدهند به جاهای دیگه و آخر سر هم میگن دانشگاه هم دانشگاه های قدیم!کم نیستند دانشجویان و دانش آموختگان فرشی که به دفعات چنین داستان هایی را تجربه کرده باشند؛ شاید شیرین تر و یا تلخ تر از این داستان. البته شاید برای من هم بسیاری از رشته های دانشگاهی گنگ باشند یا به گوشم نخورده باشد یا ندانم در آن رشته ها چه می گذرد که عموماً از پایین بودن سطح اطلاعات در آن زمینه تخصصی است. اما آیا در ایران هستند افرادی که فرش دستباف را نشناسند؟ یا ندیده باشند؟ یا در مورد آن عکسی، طرحی نظرشان را جلب نکرده باشد و آن را تحسین نکرده باشند؟ بعید میدانم. حال چگونه می شود که با شنیدن نام رشته فرش یا دانشجو فرش اینچنین متحیر می شوند که گویی دروغی شاخدار شنیده اند یا لطیفه ای به غایت خنده دار؟!

چندی پیش در جمع چندین تن از دانشجویان فرش که از دانشگاه های مختلف بودند بودم. یکی از دوستان در بیان مشکلات این رشته به همین مسئله اشاره داشت. او می گفت هرجا می گوییم فرش می خوانیم فوراً می گویند فرش می بافید؟! این هم نکته دیگری است که فرش را علیرغم گستردگی چندین جانبه اش با مهارت ها، هنرها و علوم مختلف صرفاً در بافت فرش خلاصه می کنند. مثل اینکه اگر کسی به بنده گفت من معماری می خوانم من به او بگویم اِ یعنی آخرش میری آجر میچینی کنار هم و بنایی می کنی؟! خوب به طبع اگر این را من به دانشجوی معماری بگویم همه به بنده می خندند اما برعکس اگر کسی به ما بگوید آخرش بافنده می شید اونا به ما می خندند!

دقت کنیم بین رشته معماری و فرش چه تفاوتی است؟ هر دو هنر و از طرفی کاربردی هستند. هر دو در ایران ریشه ای کهن دارند. تفاوت در این است که رشته معماری شناخته شده تر است. مردم بیشتر می شناسندش. منظورم رشته معماری است. مردم بنا و عمله بنا را هم می شناسند ولی این دو را در جایگاه های خودشان می شناسند. ولی فرش را در عین حال که می شناسند به دلیل اینکه رشته فرش را نمی شناسند آن را مرتبط می کنند به ذهنیت های کلی خودشان یعنی همان بافت فرش.

حال برای این تغییر ذهنیت نباید انتظار داشته باشیم که وزارت علوم در تلویزیون تیزر تبلیغاتی پخش کند تا مردم بفهمند رشته فرش چیست. و اگر ما گفتیم فرش همه بدانند منظورمان چیست. حقیقت این است که شناخت رشته فرش نیازمند پروسه ایست که در این جریان می بایست خود دانشجویان و دانش آموختگان فرش به عنوان سفیرانی در جای جای ایران با عملکرد خودشان این رشته را معرفی نمایند.

به هر حال اگر این شرایط برای من دانشجو و یا دانش آموخته فرش سخت و گاهی تلخ است مقصر اصلی خود ما هستیم. از این نظر که هیچگاه سعی در تغییر این نگاه نداشته ایم. هیچ گاه درصدد دفاع از دو، چهار و یا بیشتر از سال های عمرمان را نداشته ایم. خیلی از اوقات من کارشناس فرش یا دانشجوی فرش هم همسو و هم جهت با نظر عموم شده ام و به هر نحوی که توانسته ام توی سر رشته مان زده ام. البته این بخشی از قضیه است.

بخش دیگر این است که خیلی از اوقات نتوانسته ایم آنگونه که باید و شاید در بخش های مختلف هنر صنعت فرش خوش بدرخشیم و جایگاه خودمان را حداقل برای اهالی فرش به اثبات برسانیم. لذا روز به روز به جای اینکه شناخته تر شویم که هیچ موجی از انتقادات را نیز به سمت خود دال بر بی کیفیت و نا کار آمد بودن رشته فرش به سوی خودمان جلب می نماییم غافل از اینکه متضرر اصلی ماییم که چندین سال از عمر و جوانیمان به هدر رفته است.

هرچقدر هم که به مسئولین و سیاست گزاران رشته فرش انتقاد کنیم و از کم و کاستی هایش بگوییم به هر حال هیچ یک از آن مسئولین برای ما نامه فدایت شوم نفرستاده بودند که بیایید و در رشته فرش درس بخوانید. ما انتخاب کرده ایم و اگر کم و کاستی و نقصی هم هست این ما هستیم که باید در جهت رفع این نواقص تلاش کنیم و از مسئولین ایده آل هایمان را مطالبه کنیم نه این که به شیوه قهرآمیز ما هم صرفاً چند صباحی باشیم و بعد از این رشته بدگویی کنیم و برویم و تنها خاطراتی تلخ وشیرین برای خودمان بگذاریم. نتیجه چنین رویکردی به رشته همین می شود الان که نزدیک به ۲۰ سال از ارائه فرش در دانشگاه ها گذشته ۵۰ سال هم بشود اکثر دانشجویان و دانش آموختگان فرش در گفتن نام رشته شاش مردد هستند.

امیدوارم با رویکرد هرچه کیفی تر مسئولین به جذب دانشجویان مستعد و علاقمند به فرش و همچنین سعی و تلاش دانشجویان و دانش آموختگان فرش این رشته دانشگاهی یکی از بهترین رشته های دانشگاه های هنر شود و هر دانشجو و دانش آموخته فرش حداقل خودش با افتخار از رشته تحصیلیش صحبت کند تا انشاالله تصویر مغشوش جامعه هم از این رشته اصلاح شود.

سیدمحمدمهدی میرزاامینی

منبع:

http://www.aftabir.com

فرش کاشان سرشار از مباحث زيبايی شناسی است

گزارش و تصاوير از شهدخت رحيم پور


هفدهم ارديبهشت ماه سخنرانی استاد محسن محسنی پيشکسوت فرش ايران در دانشگاه کاشان و با حضورجمعی از اساتيد، دانشجويان، تجار و توليد کنندگان فرش کاشان برگزار شد.

محقق و پيشکسوت فرش ايران گفت: فرش کاشان بنا به سابقه هنری و مهارت های ملموس و ناملموس غنی و سرشار از زيبايی و مباحث زيبايی شناسی است. استاد محسن محسنی، از تلاشگران ثبت جهانی پرونده فرش کاشان دردانشگاه کاشان افزود: دليل به ثبت رسيدن فرش کاشان در فهرست يونسکو اين است که کاشان صاحب فن، صنعت و صاحب هنر فرش ايران است.

وی، با بيان اينکه در ميان شهرهای ايران هنر فرش کاشان از همه پيشکسوت تراست اظهار داشت: قدمت و پيشينه کاشان در فرش بافی و سبک فارسی بافی آن با خصوصياتی که به نام ميراث ناملموس شناخته می شود بسيار مشهور است.

استاد محسنی با اشاره به اينکه، کاشان ميراث دار اين هنر و انديشه است خاطر نشان کرد: تنها هنر فرش دستبافت کاشان است که تاکنون هيچگونه دخل و تصرفی در آن پيش نيامده و به صورت بکر باقی مانده است.


استاد محسن محسنی


اين پژوهشگر با بيان اينکه زبان فرش تصويری است يادآورشد: کاشان، در ميان هنرهای دستی و بخصوص فرش دستباف جايگاه ويژه و منحصر به فردی دارد و جلوه گاه انديشه های لطيف انسانی است.

استاد محسنی ضمن اشاره به اهميت فرش کاشان اظهار داشتند: فرش کاشان به عنوان سنبل فارسی بافی در سال 2010 ميلادی به ثبت جهانی رسيده است.

استاد محسنی همچنين افزود: فرشبافی کاشان هم دارای فرش عشايری و هم فرش شهری باف است که فرش‌های ميمه و جوشقان نمونه های فرش عشايری کاشان هستند. از نظر تاريخی کاسيان يا کاشی ها توانستند در تاريخ کهن خود با فلاحت و صناعت بر طبيعت پيروز شوند و ادامه اين توان را در بعدهای متفاوتی می توان مشاهده نمود. يکی از موارد مهم توان کاشی ها درفرش بافی ست. اين مهم که در دوره صفويه با حمايت پادشاهان در همزمانی با اروپا و رونق ماشين‌های نساجی و چيت و فاستونی آغازشد. در تطابق با رنسانس غرب در ايران انواع هنرها به حرکت در آمد تا دوره ی قاجاريه آثار نيک و بد آنها وجود داشت و با طلوع دوباره صنايع در معماری و نساجی و ابريشم شناسی و عمليات ابريشم، دولاتابی و چندلاتابی و گلابتون و مفتول های طلا به کار برده می شد خاص مردم کاشان بود. اول قرن دهم که رنسانس ايران آغاز شد نقش اول را کاشانی ها داشتند و قالی شاه عباسی، اولين قالی شاه عباسی اصيل اهدا به حرم امام رضا با گلهای شاه عباسی درشت محصول کار کاشانی هاست.

ادامه نوشته

مختصری درباره دکتر طاهر صباحی

سيد محمد مهدی ميرزاامينی/ عکس ها سيد محمد رضا سيدی


گمان نمی‌کنم فعاليت‌های دکتر طاهر صباحی در حوزه تحقيق و پژوهش فرش بر فرش دوستی پنهان باشد. چندی بود که بسيار علاقمند بودم تا با ايشان از نزديک ملاقاتی داشته باشم. خوشبختانه فرصتی پيش آمد که ايشان را در نمايشگاه بزرگ فرش ايران ملاقات کنم. استاد بسيار گشاده رو بودند و سراسر انرژی و عشق به فرش ايرانی که از هم صحبتی با ايشان سير نمی‌شدم. در ادامه گفت و گويی صميمی با ايشان داريم. پيش از اين گفتگو مختصری در مورد طاهر صباحی و سوابق وی:

دکتر طاهر صباحی 

مختصری درباره دکتر طاهر صباحی


پدرش تاجر خشکبار بود و در بازارِ تهران حجره داشت. تابستان‌ها، مادر برای رهايی از شيطنت‌های او و برادرش ناصر -که بازيگوش‌ترين فرزندانِ اين خانواده هشت نفری بودند، آن‌ها را همراه پدر به بازار می‌فرستاد.

به گمانِ من ريشه‌های اين عشقِ او به قالی را می‌توان در همين روزهايِ تابستان کودکی جُست. اين عشق تا بدانجا رفته بود که در ۱۱ سالگی تمام پس‌انداز خود را برای خريد آنچه شيفته‌اش بود، بدهد. فرش‌فروشی در راهِ بازار، بر در حجره‌اش‌ دو تخته پاتختی‌ِ لاکيِ کاشان آويخته بود و طاهر صبح‌گاهِ هر روز از کنارش عبور می‌کرد. تابيدنِ نور به نقش ‌‌و نگار سرخِ پاتختی‌ها، آنچنان پيشِ چشمش زيبا می‌نمود که ناخودآگاه می‌ايستاد؛ زيرا اين زيباترين تصويری بود که تاکنون در چشمان ۱۱ ساله‌اش منعکس شده بود. افسوس که دَمی بعد پدر می‌خواندش و باهم به حجره خودشان می‌رفتند.

اين داستان هر روز تکرار می‌شد و طاهرِ نوجوان هر بامداد با اين دلهره از خواب برمی‌خاست که نکند آن دو فروخته شده باشند. مدت‌ها گذشت تا توانست آن‌ها را بخرد. قلکش را شکست و پول پس‌اندازش را به پدر داد، چه‌بسا که کافی هم نبود! و روشن نشد پدر چقدر از جيب خودش بر روی آن گذاشت تا فرزند به خواسته‌اش برسد. شايد از همين‌رو بود که بيش از او، پدر به آن‌ها عشق می‌ورزيد. (اين نخستين تجارت طاهر صباحی بود که او بعدها -که با بازرگانان بسياری آشنا شد-، همواره آن را به ياد داشت.)


منبع مقاله:http://www.icsa.ir/

ادامه نوشته

جايگاه قالي در هنر ايران: آرتور پوپ

"جايگاه قالي در هنر ايران" مقاله اي است به قلم "آرتورآپم پوپ". اين مقاله از كتاب بزرگ "سيري در هنر ايران" با ترجمه "مصطفي ذاكري" چاپ انتشارات علمي و فرهنگي، برداشته شد.

 

 هنرايران در مغرب زمين به مدت چند قرن بيش از هرچيز به قالي ايراني نامبردار و شناسا بوده است. قالي هاي ايران در تجملات زندگي درباري سهم بسزا داشت و به همين ملاحظه در چشم فرستادگان و جهانگردان خارجي از جاذبه فراوان برخورداربود، و از سده پانزدهم مسيحي به بعد همواره از آن سخن ميگفتند، و اغلب نيز با ستايش بسيار. گذشته از اين، قالي ايراني چشم گيرترين تحفه اي بود كه مسافران ميتوانستند به آساني بهمراه آورند. زيبايي و شكوه اين ارمغان ها به همان نگاه نخست بي مقداري و حقارت فرش هاي مغرب زميني را نمايان مي ساخت.
    فرش مشرق زمين، دستكم از اواخر قرون وسطي، جزو اقلام داد و ستد قرار گرفت و در سده هاي چهاردهم و پانزدهم مسيحي بر صورت اموال اشراف و ثروتمندان افزوده گشت و نيز به آثار نقاشان اروپايي راه يافت. اما اين فرش ها عمدتاً از سرزمين هاي خاور نزديک فراهم مي آمد كه به اروپا نزد يکتر بودند. اين نيز هست كه فرش هاي شرقي بازار اروپا همه بافته از پشم بود و رنگهاي معدود داشت و طرح و نقش آن ها كمابيش خشن و خالي از ظرافت، و نيز دلگير بود و فاقد تابناكي و ظرافت دلپسند دست بافته هاي ايراني. حتي قالي هاي قاهره اي، كه نمونه هاي عالي آن به راستي ممتاز است، از نظر "جوزوفا باربارو (سفير ونيزي كه در زمان اوزون حسن آق قوينلو به ايران آمد) در برابر قالي هاي شكوهمند ايراني رنگ مي باخت، قالي هايي كه به محض ورود به ايران چشمانش را خيره كرد و او را به وجد آورد.

 

...

ادامه نوشته