پرتره سوارکاری سلیمان

این تصویر متعلق به مجله hali  هست که دستنویس فارسی  گوشه تصویر نظر من رو جلب کرد و کنجکاو شدم که مطلب آن را بخونم

گویا این تصویر متعلق به موزه :کتابخانه ملی فرانسه

  • عنوان: پرتره سوارکاری از سلیمان
  • متعلق به : ترکیه
  •  دوره: در حدود 1560
  • مواد و روش: کاغذ، رنگدانه و طلا
  • ابعاد: صفحه: H. 21.5 سانتی متر، عرض. 25.3 سانتی متر، مینیاتور: H. 21.5 سانتی متر، عرض. 14.7 سانتی متر
  • شهر حفاظت: پاریس

برای مطالعه بیشتر راجع به این شخصیت: سلطان سلیمان

پ ن: یک متن لاتین نیز در مورد این تصویر یافتم که خودم توانایی ترجمه خوب ندارم گوگل هم کل متن رو به هم میریزه در نتیجه اصل متن رو در ادامه مطلب میگذارم که دوستانی علاقمند هستند بخوانند

و اما سوالی که در این زمینه در ذهن من ایجاد شده این هست که اگر این تصویر متعلق به ترکیه هست پس چرا متن آن فارسی هست خوشحال میشم کسی اطلاعات درست و جامعی راجع به این تصویر به من بدهد

ادامه نوشته

منسوجات و یک حکایت

امروز داشتم مجله هالی ورق میزدم مدام با خودم درگیر بودم که چرا نباید بر زبان انگلیسی تسط داشت باشم که ناگهان تصویری از سلطان سلیمان منو به خودش جذب کرد داشتم در بین واژه های ناشناس میگشتم تا شاید واژه ای آشنا پیدا کنم و مطالبی راجع به این عکس دستگیرم بشه که رسیدم به واژه textile (منسوج) که منو به یاد خاطره ای انداخت که به سال 90 برمیگردد:

سر کلاس استاد صالح علوی بودیم همه در تلاش جزوه نویسی از بین سخنان استاد بودیم که استاد گفتند: میدونید که منسوجات شامل چه چیز هایی میشود؟ و منتظر پاسخ خود بودند که از ردیف اول دانشجویی پاسخ داد : بله استاد یعنی لوازم آشپزخانه نام بردن این واژه همان و بهم ریختن کلاس همان! خلاصه این ماجرا شدن نقل مجالس بچه ها (البته بماند که از این نوع سوتی ها زیاد میدادند و خودشون هم همه جا تعریف مکنند:D) خلاصه این که الان دوسال و اندی از این ماجرا گذشت و تقریبا به جمع جعبه خاطرات ذهنمون پیوست.

ولی چیزی که منو به فکر واداشت این بود که همین دانشجوی که همه بهش میخندیدن و همچنان هم همه فکر میکنند چیزی بارش نیست الان شده شده شاگرد اول ورودی ما و دیگر درجات که بهتر این هست که نگویم (بماند که چطور به این درجه رسید)

پ ن : من به این نتیجه رسیدم که کاش ما جماعت ایرانی به جای خندیدن به اشتباهات دیگران بیایم و بهم کمک کنیم درجه فهم و منطق هم رو بالا ببریم.

نمونه این داستان زیاد رخ میده و چه حیف که عبرت نمیشه

با عرض  پوزش دنبال پند واندرزی مصداق این موضوع بودم که ذهنم من رو یاری نکرد!!


باشد تا رستگار شویم !

چنته بلوچ

مطالب مرتبط: چنته

صفات قالی در ادبیات ایران

در اشعار و ادبیات و ضرب المثل هایی که در فرهنگ و ادب فارسی داریم، صفاتی برای قالی ذکر شده است که با استفاده از این صفات و دسته بندی آنها می تواند زوایای مختلف فرش و سیر تحول تاریخی اش را بیشتر مشخص نمود. این صفات شامل:

-          قالی درباری (قالی سلطان)، آنجا که سعدی می گوید:

گر آزاده ای بر زمین خسب و بس        مکن بهر قالی زمین بوس کس

خونت برای قالی سلطان بریختند         ابله چرا نخفتی بر بوریای خویش

-          جنس مواد قالی (پشمی بودن قالی)، صیف فرقانی در نیمه دوم قرن 7 می گوید:

عشقت از شیطان کند انسان را از انسان ملک      آدمی از پشم قالی سازد و از نی بوریا

-          جغرافیای بافت قالی، خاقانی گوید:

چون مرا سندس(کلمه ای یونانی/ پارچه ابریشمی و ظریف) است و استبرق(ابریشم ضخیم و با ارزش)        

شایدم قالی مرندی نیست

**خاقانی در این شعر اشاره می کند که اینقدر قالی مرندی در آذربایجان ارزشمند است که اگر ابریشم هم داشته باشم آنقدر ارزش نخواهد داشت.

ما به مار و مور خاک گور تن در داده ایم           خانه ما قالی کرمان چه می داند که چیست

-          دارایی و اندوخته مالی، ناصر خسرو در بیت زیر به سرمایه هایی اشاره می کند که ارث هم بوده اند:

ای زهد فروشنده تو قال و مقالی          با مرکب و با زین و سندس و قالی

-          تجمل و ثروت، فرخی سیستانی اینگونه اشاره می کند:

پا از ره اندر آمد چو مفلسی غریب                   بی فرش و بی تجمل و بی رنگ و بی نگار

-          فروتنی و تواضع قالی در ضرب المثل قجری حاکم شده است:

قالی را اگر بزنی خاک درمیاد، رعیت رو بزنی پول

و یا در شعر سعدی:  روز قالی فشاندن است امروز           تا غبار از میان مابرود

-          ترکیب رنگ:

سربلندی گر تو خواهی با همه یکرنگ باش        قالی از صد رنگ بودن زیرپا افتاده است

-          سروصدا داشتن بافت قالی، آنجا که عطار به سرو صدای کوبیدن شانه می پردازد:

او برای قوت خود زنبیل بافت                        نه چوتو، قالی با قال و قیل بافت

-          نقش قالی: گل و بلبل و گلستان در انواع شعر به کار رفته است.

-          قالی رومی: زیراندازهایی که از خارج به ایران می آمده است.

-          قالی ابریشمی، استفاده از ابریشم در فرش را در شعر اقبال لاهوری می بینیم:

قالی ابریشم تو ساختند          باز اورا پیش تو انداختند

-          ظرافت بافت، ناصرخسرو اشاره می کند:

هرچند که پشم است اصل هردو                      بسیار به است از پلاس، قالی

ما دیده و دل در گرو فرش نهادیم

ما دیده و دل در گرو فرش نهادیم 

جانها به قدوم ملک العرش نهادیم 

هر نکته به ما از طرف عرش بر آید 

نقشی شود و بر زبر فرش در آید

جایگاه فرش ایران در فیلم‌های ایرانی

جایگاه فرش ایران در فیلم‌های ایرانی
فیلم داستان دختری است که پدرش برای کار کردن او در یک کارگاه قالی بافی موهایش را می‌تراشد تا به لباس یک پسر درآید. فیلم به فرش و فرش بافی نگاهی عاشقانه و دراماتیک دارد....

ادامه نوشته

ريشه‌ها و منگوله‌ها

  • ريشه‌ها ومنگوله‌ها

    پس از آنكه گليم را از دار بازد مي‌كنند بايد با ريشه زدن از باز شدن پودها وساييده شدن انتهاي تارها جلوگيري كرد.


  • ريشه‌هاي ساده: اگر سر پلاس‌ها راكه با بافت متعادل يا گليم بافته شده، به خوبي كوبيده شود،‌تارها را مي‌توان آزاد گذارد. البته حلقه‌هاي تار باز خواهد شد وسرانجام ساييدگي نيز پيدا مي‌كند. مواردي وجود دارد كه ناگزير به بريدن ريشه‌ها مي‌انجامد وكناره‌ها را به زير مي‌دوزند تا از فرسودگي آنها جلوگيري شود.

  • ريشه هاي گره دار: نخ‌هاي تار را دسته بندي مي‌كنند ودر كنار آخرين پود گره مي‌زنند. ريشه‌هاي بلند را در قسمت پايين گره‌اي ديگر مي‌زنند كه شيوه‌اي مرسوم در گليم‌هاي تركي وكردي است.

  • ريشه‌هاي توري: نخ‌هاي تار را دسته بندي مي‌كنند ودر كنار آخرين پود گره مي‌زنند. سپس نيمي از ريشه‌هاي هر گره را به نيمي از ريشه‌هاي گره مجاور، دوباره گره مي‌زنند. اين شيوه را در اغلب جوامع بافنده به كار مي‌برند.

  • ريشه‌هاي توري: نخ‌هاي تار را دسته بندي مي‌كنند ودر كنار آخرين پود گره مي‌زنند. سپس نيمي از ريشه‌هاي هر گره را به نيمي از ريشه‌هاي گره مجاور،‌دوباره گره مي‌زنند. اين شيوه را در اغلب جوامع بافنده بكار مي‌برند.

  • ريشه‌هاي زنجيره‌اي وحلقه‌اي:هر رشته تار را از زير و روي دو تارمجاور به صورت حلقه رد مي‌كنند وپس از رسيدن به كناره گليم،‌تار را بر مي‌گردانند وبه حلقه كردن ادامه مي‌دهند تا دو تاسه رديف حلقه ايجاد شود. سپس انتهاي تارها را درگروه‌هاي سه تايي يا بيشتر در هم مي‌پيچانند تا حلقه‌ها از هم باز شود. سپس انتهاي تارها را در گروه هاي سه تايي يا بيش تر درهم مي پيچانند تا حلقه ها از هم باز شود وبراي اطمينان بيشتر گره‌اي نيز به آنها مي‌زنند.

  • ريشه‌هاي گيس بافت : دسته اي از تارها را به صورت نوار پهني در هم مي ‌بافند. حداقل تعداد تارها در هر دسته سه تا وحداكثر دوازده تاست كه نواري به عرض سه سانتي متر به وجود مي‌اورد. ريشه‌هاي بافته را بانخ پشمي رنگي مي بندند تا از هم باز نشود. سپس بافته‌ها را از انتها بانخ پشمي به رنگ ديگري مي‌بندند تا منگوله درست كنند.در تركيب ديگري ابتدا ريشه‌ها رادر چند رديف حلقه وزنجير مي‌كنند سپس آن را دسته بندي كرده مي‌بافند

  • ريشه‌هاي بافته‌ي اوريب:اين نوع ريشه را با تارهاي پنبه‌اي مي‌بافند ودر ظاهر شبيه به بافت پودرو و يا اوريب است. در اين گونه ريشه بافي ريشه‌هاي بلند را، از نقطه‌اي در انتهاي پودها وبه صورت مورب،‌از زير ورو مي‌بافند وبافته‌ها را به طرف آخرين پود برمي‌گردانند. ساختار اين گونه ريشه شبيه به بافت يكدست بدون پود است،‌زيرا تارها خود عمل پود را نيز انجام مي‌دهند. انتهاي پود كه آزاد است، در پشت گليم ديده مي‌شود.

  • ريشه‌هاي بافته وبرگشته:در صورتي كه بافت كناره‌ها شل باشد،‌تار را به روي خود برمي‌گردانند ودرون كناره‌ها مي‌بافند. غالباً‌ تارها يا روي يكديگر حلقه مي‌شوند يا آن را گره مي‌زنند كه پيش از بافتن ايجاد نوعي برجستگي كند. اين گونه ريشه‌ها در صورتي به كار مي‌رود كه پودهاي كناره‌ها و تارها به يك رنگ باشد.

  • ريشه با تارهاي پيچيده: تارها را، هنگام برافراشتن دار، به جاي آنكه به دور تيرك دار گره بزنند به دور آن مي‌پيچانند وپس از اتمام بافندگي،‌تيرك را بيرون مي‌كشند وتارها به صورت حلقه‌ي بلندي برجاي مي‌ماند كه مي‌توان به صورت‌هاي مختلف پيچاند. اين نوع ريشه‌ها نشان   مي‌دهد كه بافنده از كدام طرف شروع به كار كرده است زيرا دارها به دور تيرك مياني كه به بافنده نزديك تر است حلقه مي‌شود. ريشه‌هاي انتهاي ديگر گليم به گونه متفاوتي است.


    THE LUCY RUG


    BRAIDED FRINGE


    SEWED RAG FRINGE FOR WOVEN PORTIERE


    KNOTTED WARP FRINGE FOR WOVEN TABLE-COVER


    The Lois Rug


    The Onteora Rug


    Rug Fringes Long Rug Fringes  rugs with matching fringes custom carpet fringes

    fancy carpet fringes tufted rugs hand knotted rug fringes, Rugs without fringes

جزوات فرش دانشگاه کاشان

دوستان خوبم برای دانلود جزوات درسی رشته فرش دانشگاه کاشان میتونید به لینک ذیل مراجعه فرمایید:

http://farsh-kashanu.blogfa.com/category/7

منابع کنکور ارشد صنایع دستی

امروز منابع ارشد رشته صنایع دستی رو از استاد آزادبخت برای دوستانی که علاقمند به این رشته هستند گرفتم.

آشنایی با مواد و مصالح:

خواص مواد {مریم افسری}

خواص مواد{داریوش امیری کاشانی}

فرهنگ هنر و ادبیات ایران و جهان:

نقاشی ایرانی{شیلد کن بای،ترجمه مهدی حسینی}

دایرهالمعارف هنر{رویین پاکباز}

سیر تحول نقاشی از دیرباز تا امروز {رویین پاکباز}

سبکهای معماری ایران{محمد کریم پیرنیا}

تاریخ،تاریخ هنر{انتشارات سمت و فرهنگستان هنر}

آخرین جنش های هنری قرن بیستم{لوسی اسمیت}

تاریخ اساطیر ایران{ژاله آموزگار}

الهه ها و ایزدان{امیر بهنام}

سیر تحول صنایع دستی:

سیر تحول صنایع دستی در ایران و جهان{دکتر حسین یاوری}

دایره المعارف صنایع دستی {سید ابوالقاسم  صید صدر}

گچبری {انتشارات سمت}

کاشیکاری{انتشارات سمت}

ارسی پنجره ای رو به نور {انتشارات سمت}

آشنایی با صنایع دستی هنرستان

نقوش اسلامی {اوا ویلسون}

هزار نقش {دکتر محمد خزایی}

هندسه نقوش کتاب هنرستان

ماجراي نامه چارلی چاپلین به دخترش

امروز سر کلاس موزه داری استاد آزادبخت بودیم که بحث به ماجرای جالبی بود که من حقیقتش رو نشنیده بود بحث نامه چارلی چاپلین و روزنامه نگار که خیلی جالب بود برام که حقیقت نداشته و جالب این هست که من در پیش دانشگاهی که بودم استاد اشرفیان که از قضا خودشون هم در امور نمایش هستند این نامه رو شنیده بودم

از روی کنجکاوی سرچی در اینترنت زدم و ماجرا رو در ادامه مطلب برای شما هم گذاشتم

ادامه نوشته

چنته

چنته . [ چ َ ت َ / ت ِ ](اِ) کیسه ٔ چرمین درویشان که در آن حشیش و چرس و بنگ و آلات کشیدن آن حمل کنند. توبره ٔ کوچک درویشان که در آن چرس و چیزهای دیگر بردارند. توشه دان درویشان . خرجین گونه ای درویشان را که معمولاً از جنس قالی و قالیچه بشکل کیسه ای دوخته اطراف آن را چرمدوزی کنند و از گردن آویزند و چیزهای خرد و ریز درون آن گذارند.

امثال :
فلان کس چنته اش خالی است یا چیزی در چنته ندارد ؛ یعنی بی مایه و بی سواد است .


لغت نامه دهخدا


چنته

چنته نوعی  ساک، کیسه یا توبره است که برای نگهداری وسایل مختلف در زندگی عشایری استفاده می شود. چنته معمولا دسته ای دارد که از جنس نخ خود چنته بافته شده برای آویزان کردن از نقطه ای یا انداختن روی دوش استفاده می شود. بافت چنته متفاوت است هم از نوع بافت قالی جنته بافته می شود هم از بافت گلیم، هم بافت جاجیم، هم بافت خورجین و سایر بافت ها برای بافت چنته استفاده می گردد. از چنته برای نگهداری آینه ، شانه ، قرآن، قاشق، نخ و سوزن و لوازم خیاطی، حمل غذا در کوچ و موارد دیگر استفاده می گردد. چنته در سالهای اخیر بیشتر جنبه تزئینی یافته و در خودروها یا دکوراسیون منزل مورد استفاده قرار می گیرد که غالبا در طرح ها و اندازه های مینیاتوری تهیه می گردد. برای بافت چنته با توجه به عرض کم آن زمان برپا کردن دار چنته برای تعداد بیشتر از 5 عدد دار تهیه می شود و یک بافنده چنته می تواند با یکبار برپا کردن دار و چارچوب به تعداد 10 تا 20 عدد چنته ببافد که هر کدام می تواند نقش متفاوت داشته باشند. نقش های چنته غالبا از اسامی جلاله استفاده شده و یا اسامی ائمه در آن بافته می شود. همچنین نقوش پرندگان و حیوانات اهلی در آن استفاده می گردد. محل آویزان کردن چنته در چادر عشایر تیرک های عمودی چوبی هستند و معمولا در نقطه ای آویزان می شود که از دسترس اطفال به دور باشد.