Abrash ، ابرش: تغيير در درجه‌ي رنگ در يك گليم
Afshar ، افشار: نام ايلي در ايران
Aimaq ، ايماق: نام ايلي در آسياي مركزي.
Alizarin ، اليزارين: ماده‌ي رنگي اصلي كه از روناس مي‌گيرند.
Alum ، آلومسولفات پتاسيم آلومينيم كه به عنوان ثابت كننده‌ي رنگ به كار مي‌رود.
Aniline ، آنيلين: رنگي شيميايي كه از قير ذغال سنگ گرفته مي‌شود.
Arabi ، عربي: ايلي با اصليت عربي يا نام نژادي از گوسفند.
Ashqar ، اشغر: نوعي ثابت كننده‌ي رنگ كه همراه با نيل و روناس استفاده مي‌شود.
Awassi ، اواسي: نام نژادي از گوسفند در خاورميانه.
Azo dye ، رنگ آزونوعي رنگ مستقيم كه نياز به ثابت كننده ندارد.
Bagh-chinar ، باغ چنار: طرحي از برگ‌هاي درخت تبريزي.
Bakhtiari ، بختياري: نام ايلي در كوه‌هاي زاگرس در جنوب غربي ايران.
Balisht ، بالش: مخده كه فرساده يا ياستيك نيز ناميده مي‌شود.
Balouch ، بلوچ: نام ايلي كه در ايران، افغانستان و پاكستان زندگي مي‌كنند.
Balouchi ، بلوچي: نام نژادي از گوسفند.
Bastani-gul ، گل باستاني: از نگاره ‌هاي گليم هاي تركمني.
Besik ، بشيك: دست بافتي كه از قاب‌هاي چوبي به عنوان ننوي بچه استفاده مي‌‌شود.
Boncuk ، بونچوك: خرمهره براي مقابه با چشم زخم.
Boteh ، بته: نگاره‌اي منحني كه شبيه به طرحي از گل‌هاي ايراني و هندي است.
Brocading ، برجسته دوزي: نقوشي كه با شيوه‌هاي «بافت با پود اضافي» و «پيچ باف با پود اضافي» به صورت برجسته بافته مي‌شود.
Caravanserai ، كاروانسرامحلي براي اقامت در شب مانند مهمان خانه.
Carding ، شانه زني: عمل شانه زني پشم قبل از ريسيدن.
Chahar Aimaq : چهار ايماق: نام ايلي در شمال غربي افغانستان.
Chanteh ، چنته: ساكي كه براي حمل وساسي شخصي و خانگي كوچك به كار مي‌‌رود.
Chiadma ، شيادمه: نام گروهي از ايلات عربي در مراكش.
Cicim ، چي چيم: نام تركي براي گليمي كه با شيوه‌هاي بافت با پود اضافي بافته مي‌شود.
Compound Weave ، بافت مركب: بافتي كه با دو سري  پود يا تار بافته مي‌شود.
Curved Wefts ، بافت پودهاي منحني: بافتي كه پودها به صورت ناهموار شانه مي‌شوند تا اشكال منحني ايجاد شود.
Daglic ، داغليك: نام نژادي از گوسفند در تركيه.
Domga ، دومگا: علامت مشخصه‌ي ايلات آناتولي.
Dashterkhan ، دشتر خاننام افغاني براي سفره.
Double interlock ، گليم باف جفت قلاب: شيوه ي بافتني كه پودها در  پشت گليم و از ميان تارها به يكديگر قلاب مي‌شود.
Dovetailing ، گليم باف متصلشيوه‌ي پودها در كناره‌ي هر رنگ از يك تار استفاده مي‌كند.
Dye Liquor ، محلول رنگ: رنگ مايه اي كه در خم تخمير يافته باشد.
End Panel ، حاشيه انتهايي: قسمتي از گليم كه مابين حاشيه انتهايي نقش دار و ريشه‌ها قرار گرفته است.
Ersari ، ارساري: نام ايلي از تركمن‌ها.
Extra Weft ، پيچ باف با پود اضافي: شيوه‌ي بافتي كه در آن از پودي اضافي براي رفع  پودهاي ناصاف يا براي اضافه كردن به انحناي پود استفاده مي‌شود.
Flast Weave ، تخت باف يا گليم باف: دست بافتي كه بدون پرز بافته شود.
Gaadic ، گاديك: نژادي از گوسفند در بلوچشتان.
Gabbeh ، گبه: نوعي قالي كه در جنوب ايران بدون گره و شل بافته مي‌شود.
Gelim ، گليم: نام ايراني براي گليم.
Ghilzai گيلزاي: نژادي از گوسفندهاي دم چاق در آسياي مركزي.
Ghudjeri ، قوجري: نوعي دست بافت كه با شيوه‌هاي بافت تار رو يا جاجيم باف بافته مي‌‌شود.
Glaoua ، قلائوا: از ايلات بربر كه در كوه‌هاي اطلس بالايي زندگي مي‌كنند.
Gul ، گل: نگاره يا ترنج كوچكيكه مورد استفاده ي تركمن‌ها است.
Hazara ، هزارا: نام ايلي در شمال مركزي افغانستان.
Hazaragi ، هزاراجي: نژادي از گوسفند‌هاي افغانستان.
Heddle rod ، ميله‌ي تاركش يا ورد: چوبي كه تارها را به صورت متناوب از يكديگر جدا كرده راه براي رد كردن پودها باز مي‌كند.
Hrati ، هراتي: از نقش‌هاي مكرر كه بر دست بافت‌هاي ايران ديده مي‌شود. همچنين نام نژادي از گوسفند در هرات افغانستان.
Horizontal Loom ، دار افقي: نوعي دار خوابيده كه به وسيله‌ي كوچ‌نشينان استفاده مي‌شود.
Ikat ، ايكات: شيوه‌اي براي ثابت كردن رنگ.
Indigo ، نيل
: گياهي براي به دست آوردن رنگ آبي. آبي شيميايي نيز به همين نام خوانده مي‌شود.
Jajim ، جاجيم: نام فارسي دست بافتي كه به وسيله‌ي نوارهايي از بافت تاررو كه به يكديگر دوخته مي‌شود به دست مي‌آيد.
Juval ، جوال: ساكي براي حمل و انبار انواع كالا.
Karaman ، قره من: نژادي از گوسفند هاي تركيه.
Karaqul ، قره گل: نژادي از گوسفند هاي شمال افغانستان.
Kazakh ، قزاق: نام ايلي در آسياي مركزي.
Kermes ، قرمز: نوعي حشره كه رنگ زعفراني از آن به دست مي‌آيد.
Khamsa ، خمسه: نام ايلي در جنوب ايران.
Khorjin ، خورجين: نام كيسه‌اي داراي دو جاي مخصوص كه بر پشت اسب با شتر يا الاغ براي حمل كالا مي اندازند.
Kirghiz ، قرقيز ها: نام ايلي در آسياي مركزي.
Kivicik ، كيويچيك: نام نژادي از گوسفند در تركيه.
Kola-i- Chergh ، كلاي چُرَق: كيسه‌اي كه در دو سر تيرك چادر در آن قرار مي‌گيرد.
Kurds ، كردها: نام ايلي كه در ايران ، عراق و تركيه زندگي مي‌كنند.
Kutchi ، كوچي: چادرنشيناني در آسياي مركزي.
Lab- i-Mazar ، لب مزار: طرح كوچك و سفيدي كه در حاشيه‌ي برفي گليم‌هاي شمال افغانستان ديده مي‌شود.
Laleh-Abassi ، لاله عباسي: نگاره‌ي لاله كه بسيار مورد علاقه است.
Lazy Lines ، خطوط مياني: خطوطي كه در اثر بافت چاكدار بخشي از هر يك رنگ را به چند قسمت كوچك تقسيم مي‌كند.
Lurs ، لرها: نام ايلي كه در كوه‌هاي زاگرس در ايران زندگي مي‌كنند.
Madder ، روناس: مواد طبيعي براي ساختن رنگ قرمز.
Maffrash ، مفرش: گليم بافي مانند صندوق براي نگه داري رختخواب و لباس.
Medallion ، ترنج: نقش تزييني كه معمولاً در زمينه‌ي گليم ديده مي‌شود.
Merinos ، مرينوس: نام نژادي از گوسفند‌هاي استراليا.
Mihrab ، محرابفرورفتگي در ديوار مسجد كه مخصوص نماز است و در گليم توسط شكل‌هاي مستطيلي، مربع يا دايره نقش مي‌شود.
Moj ، موج: رختخواب پيچي كه مختص قشقايي‌ها و لرها در جنوب ايران است.
Mordant ، ثابت كننده‌ي رنگ: موادي كه باعث مي‌شود رنگ در نخ رسوخ كند و ثابت بماند.
Motif ، نگاره: نقشي كه مكرراً در طرح دست بافت ديده شود.
Mouflon ، موفلننام نژادي از گوسفن در آسيا.
Namad ، نمد: نمد يا پوشش خيمه.
Namakdan ، نمكدان: دست بافتي كه در آن نمك نگه‌داري مي‌شود.
Nazarlik ، نظرليك: نوعي طلسم در آناتولي براي دفع چشم زخم.
Oulad Bou Sbaa ، اولاد بوصبا: نام ايلي عرب در مراكش.
Palas ، پلاسنام قفقازي براي گليم. 
Plain Weave ، بافت متعادل : ساده‌ترين شيوه‌ي گليم بافي.
Ply ، لا: دو يا چند نخ كه در هم تابيده شده باشد. براي ريسيدن نخ، دو نخ از جهات برعكس در هم تابيده مي‌شود.
Purdah ، پرده: پرده يا پارچه براي جدا كردن زنان از مردان.
Pushtuns ، پشتوها: نام ايلي در آسياي مركزي.
Qashqai ، قشقايي: نام ايلي در جنوب ايران.
Rove ، گلوله پشم: يك گلوله از پشم شسته شده.
Rukorssi ، روكرسي: دست بافتني مربع براي پوشاندن روي كرسي.
Rukzal ، روكزال: ترنجي برجسته برگليم‌هاي داغستان.
Runner ، كناره: قالي بلند و باريكي كه در گذشته براي پركردن جاهاي خالي ميان ديگر قالي‌ها استفاده مي‌شد و امروزه در راهروها.
Saf ، سف: گليمي كه داراي چند رديف محراب باشد.
Safid ، سفيدگليم ازبك تاتاري كه داراي زمينه سفيد است.
Sajjada ، سجاده: نام قاليچه‌ي نماز در عربي.
Salor ، سالور: نام ايلي از تركمن ها.
Scouring ، شست و شو: شستن پشم براي زدودن چربي‌ها.
Selvedge ، شيرازه: كناره‌ي بيروني گليم.
Shahsavan ، شاهسون: نام ايلي در شمال غربي ايران.
Shed ، شدفضاي مابين تارهاي متناوب كه به وسيله ورد ايجاد مي‌شود.
Shedrod ، هاف: ميله‌ي چوبي كه در فضاي بين تارها گذاشته مي‌شود تا تارها را به طرف  پايين فشار دهد و فضاي برعكس يا مقابلي نيز ايجاد كند.
Shuttle ، سيخ پودكشي: چوبي داراي فرو رفتگي در دو سر آن جهت كشيدن پودها.
Sindle interlock ، گليم باف متصل تك قلاب.
Skirt ، دامنه: دامنه يا انتهاي گليم.
Slit Weave ، بافت چاكدار: شيوه‌اي از بافندگي كه چاك يا فاصله‌اي عمودي بين دو قسمت رنگ ايجاد مي‌كند.
Soufreh ، سفره: سفره‌ي غذا يا پارچه‌اي مربع كه در پخت نان به كار مي‌رود.
Souk ، سوق: بازار
Soumak ، سماق: نام مورد استفاده برايپيچ بافي و قاليچه‌هاي قفقازي كه با اين روش بافته مي‌شوند.
Spindle ، دوك: دوك نخ ريسي.
Spinning ، نخ ريسي: روند تبديل پشم خام به نخ.
Sun Fading ، رنگ باختگي: كم رنگ كردن رنگ اصلي گليم به وسيله  پهن كردن آن در آفتاب.
Supplementary Weft ، بافت با پود اضافي: اضافه كردن پود   هاي اضافي به بافتي ساده.
Sutrangi ، شطرنجي: تخت باف يا گليم را كه با نخ  پنيه و با شيوه‌ي بافت چاك‌دار و متصل در شمال افغانستان مي‌بافند.
Suzani ، سوزني: اين كلمه معمولاً براي كارهاي گل دوزي شده به كار مي‌رود و از كلمه‌اي فارسي مشتق شده است.
Synthetic dye ، رنگ شيميايي: رنگي كه با مواد شيميايي ساخته شود.
Tablet Weaving or Cardweaving ، بافت تارچرخان يا ورق باف: بافتني بسيار  پيچيده كه توسط آن نوارهاي تخت باف مي‌بافند.
Tekke ، تكه: نام ايلي از تركمن‌ها.
Tentband ، نوار خيمه: نواري كه براي استحكام چادر يا يورت از آن استفاده مي‌شود. يا براي بستن بار بر روي حيوانات.
Torbah ، توبره: ساك مستطيلي كه براي حمل وسايل شخصي و منزل به كار مي‌رود.
Turkomen ، تركمن: نام ايلي كه در سراسر آسياي مركزي زندگي مي‌كنند.
Twill ، اريب بافي: شيوه‌ي بافتني كه تار و  پود را در هم مي‌ پيچانند.
Twist ، پيچش: جهت ريسيدن نخ. «S » به معناي  پيچش جهت عقربه ساعت و «Z » به معناي پيچش بر خلاف جهت عقربه هاست.
Tyrian Purple ، بنفش صوري: رنگي كه از ترشح غده صدف حلزوني گرفته مي‌شود.
Urial ، اورال: نژادياز گوسفند وحشي كه از اجداد اغلب گوسفندان اهلي است.
Uzbek ، ازبك: نام ايلي در آسياي مركزي.
Verneh ، ورنه: دست بافتي كه از نوارهاي  پيچ بافي با پود اضافي بر زمينه ساده به وجود مي‌آيد و متعلق به شمال غربي ايران و قفقار است.
Warps ، تارها: نخ‌هايي كه از بالا به  پايين دست بافت كشيده مي‌شود و اساس ساختار آن را تشكيل مي‌دهد و گاهي به عنوان ريشه در انتهاي دست بافت آزاد گذارده مي‌شود.
Warp-Faced Patterning ، بافت تاررو: بافتي كه نقش‌ها به وسيله‌ي تارها به وجود مي‌آيد مانند جاجيم و قوجري.
Warp- Faced Plianweave ، جاجيم باف يكدست: بافتي كه تارها روي  پودها را مي پوشانند.
Wasm ، وسمهعلامت مشخصه‌ي ايلات بربر.
Weft ، پود: نخي كه در عرض گليم و از زير و روي تارها رد مي‌شود.
Weft-Faced Patterning ، بافت پودرو: شيوه‌ي بافتني كه نقش به وسيله‌ي پودها به وجود مي‌آيد و پود را پشت گليم رها مي‌سازند.
Warp- Faced Plianweave ، بافت پود روي يكدست: شيوه‌اي ساده كه  پودها، تارها را مي‌پوشانند.
Weft Float Brocading ، بافت برجسته با پود اضافي معلق: شيوه‌اي كه نقش‌ها را بر بافتي ساده به وسيله پود اضافي مي‌بافند. 
Weft-Twining ، بافت پودر چرخان: شيوه‌اي براي افزودن تزيينات اضافي بر نقوش.
Weft-Wrapping ، پيچ بافي يا سماق: شيوه‌اي كه در آن پودها را به اشكال گوناگون دور تارها مي‌پيچانند.
 Whorl ، چرخ دوك نخ ريسي.
 Yastik ، مخده (ياستيك در تركي).
Yomut ، يموت: از ايلات تركمن.
Yoruks ، يوروكس: چادر نشينان آناتولي.
Yurt ، خيمه يايورت: خيمه‌ي چادرنشينان كه معمولاً گرد است.
Zaiane ، زاييان: از ايلات بربر در اطلس ميانه.
Zemmour ، زمور: ايل اصلي گليم باف بربر در مراكش.
Zili ، زيلي: كلمه‌اي تركي براي شيوه‌ي بافندگي پيچ‌بافي با  پود اضافي.